یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ١٥٧
نیست [١] و نیز معرفت ادراک مسبوق به عدم است یا ادراک ثانی است بعد از آنکه ادراک اول مذهولٌ عنه واقع شده و علم ادراک مجرد از این دو اعتبار است و لهذا گفته میشود که اللَّه عالمٌ و گفته نمیشود اللَّه عارفٌ ..
کلام مطول از جهاتی مخدوش است. شاید فرق صحیح علم و معرفت این است که در علم صِرف آگاهی از وجود کافی است، علم به زید با اطلاع از وجود زید به تنهایی صدق میکند، اما معرفت زید آنگاه صادق است که انسان به خصوصیات از اصل و نسب و شغل و کار در حیات او اطلاع پیدا کند ..
٢. شیخ در نمط نهم اشارات بعد از تعریف زاهد و عابد میگوید:.
و المنصرف بفکره الی قدس الجبروت مستدیماً لشروق نور الحق فی سرّه یخص باسم العارف ..
مطابق تعریف شیخ صرف اینکه کسی خدا را به دلایل بشناسد عارف نیست. عارف بودن ملازم است با سالک بودن و انصراف از غیر ..
٣. ظاهراً در قرآن کلمه معرفت و عارف درباره انسانها نسبت به خدا اطلاق نشده است ..
٤. اقلّ معرفت خدا همان است که کسی بداند «جهان را صاحبی باشد خدا نام» که از آن به دین العجائز [٢] تعبیر شده:
از آن چرخی که گرداند زن پیر قیاس چرخ گردنده همی گیر.
و به قول عربی بدوی:.
البعرة تدل علی البعیر و اثر الأقدام تدل علی المسیر، أفسماء
[١] این سخن در مورد جزئی شاید صحیح باشد ولی در مورد بسیط صحیح نیست.
عرف میان بسیط و مرکب در لغت فرق نمیگذارد.
[٢] و در واقع این اندازه علم، علم هست اما معرفت نیست.