یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - توحید - اول الدین معرفته
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٢٣
اینجا به اهمیت نقش انبیا که کارشان آدم سازی است [١] و به تعبیری که در دفتر ٣٥ گفتیم آنها برای اصلاح روح زندگی آمدهاند نه برای اصلاح ابزار زندگی، میتوانیم پی ببریم. انبیا آدم میسازند و دیگران ابزار به دست آدمها میدهند. پس اول باید مردم آدم شوند، بعد ابزار به دستشان داده شود وگرنه تیغ دادن در کف زنگی مست خواهد بود ..
بنابراین نه تنها باید گفت «ملا شدن چه آسان، آدم شدن چه مشکل»، همه چیز شدن نسبت به آدم شدن آسان است. صنعتگر شدن، خطاط شدن، شاعر شدن، تاجر شدن، ثروتمند شدن، قهرمان شدن و ... چه آسان، آدم شدن چه مشکل. انبیا آن مشکلترین کارهای آسان نما که هیچ به چشم نمیآید و همه مردم خودشان را واجد آن میدانند، به عهده گرفتهاند ..
٢٠. عطف به [پاورقی] صفحه ٣٢١، گفتیم که خاصیت خودی تجاوز است، زیرا خودبینی به معنی مذمومِ خود تنها خود را در صحنه حیات دیدن و دیگران را به حساب نیاوردن است. و اساس تعلیمات اخلاقی و تربیتهای اجتماعی پابند کردن انسان است به مفاهیمی که لازمه آنها این است [که] انسان منطقی غیر از منطق طبیعی خودبینی داشته باشد، از قبیل مفاهیم راستی و درستی و عدالت و امانت و تقوا و شرافت و غیره. و گفتیم که عمده این است [که] بشر از خودخواهی برهد و حصار را مطلقاً بشکند [٢] نه اینکه محیط دایره را وسیعتر بکند، دایرهای که مثلًا شعاعش یک متر است و یک نفر در آن جا میگیرد تبدیل شود به دایره وسیعتر که یک خانواده یا یک باند یا یک حزب یا یک ملت را در آن جا بدهد و آنوقت همه آثار ناشی از محدودیت
[١] رجوع شود به ورقههای دین، زندگی، تمدن. در آنجا بحث شده که تمدن فقط قادر است ابزارها را عوض کند اما قادر نیست انسانها را عوض کند، حرکت انسانها را به سوی هدفهایشان سریعتر میکند اما راهها و هدفها را عوض نمیکند. عوض شدن انسانها به این است که طرز تفکرشان عوض شود، یعنی مقیاسها و معیارها و ارزشها در روحشان عوض شود.[٢] البته نه به این معنی که نفی خودی بشود، بلکه به این معنی که خودی توسعه نامحدود و دایرهاش شعاع نامتناهی پیدا کند به وسعت عالم.