یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٠ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢٢٠
عارفان ز آغاز گشته هوشمند [١] از غم و احوال آخر فارغند
بود عارف را غم خوف و رجا سابقه دانیش خورد آن هر دو را.
دید کو سابق زراعت بود ماش او همی داند چه خواهد بود چاش.
عارف است او باز رست از خوف و بیم های و هو را کرد تیغ حق دو نیم.
بود او را بیم و امید از خدا خوف فانی شد عیان شد آن رجا.
خوف طی شد جملگی امید شد نور گشت و تابع خورشید شد [٢]
٢٠. در نمره ١٥ آیاتی نقل شد که میرساند سرنوشت [انسان] به دست خود اوست و انسان حاکم است بر سرنوشت و در نمره ١٨ آیاتی نقل شد که میرساند انسان محکوم سرنوشت است و سرنوشت فقط به دست خداست. باید دانست که بین ایندو تضاد و تناقض نیست. نه تنها بین اینکه سرنوشت به دست انسان باشد و در عین حال به دست خدا باشد منافاتی نیست، بلکه بین اینکه بگوییم سرنوشت «فقط» به دست خداست لیس الّا و بین اینکه بگوییم سرنوشت به دست انسان است نیز منافاتی نیست، و این از عجایب و غوامض مسائل توحید و علم الهی است و هرکس به این رسیده باشد به عمق مسائل الهی رسیده است. حدیث توحید صدوق که سابقاً در صفحه ٢٠٦ این یادداشتها نقل شد درباره قدرت و استطاعت، همین معنی را میرساند.
[١] ایضاً خواجه عبداللَّه انصاری عبارتی دارد قریب به این مضمون: همه از آخر میترسند و من از اول کار میترسم. حقیقت این است که ترس اول و آخر یکی است.[٢] چاپ میرخانی، ص ٥٢٥