یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦ - توحید - اول الدین معرفته
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣١٦
دیگر از خودی میکند [١]، مثل اینکه عاشق از یک نوع خودی میرهد و در یک نوع خودی دیگر گرفتار میشود یا اینکه مرغ همینکه جوجهدار شد از خودی خود میرهد و در خودی جوجههای خود واقع میگردد، بلکه هر مادری همینطور است ..
بشر متمدن که روح اجتماعی ملی پیدا میکند، از یک نوع خودی که خودی فرد و شخص است میرهد و در خود ملت واقع میگردد. امروز ملتهایی مثل فرانسه و آلمان و سایر ملل اروپایی این طورند، از خود فردی تا حد زیادی خارج شدهاند و در خود ملت واقع شدهاند. در نتیجه، افرادِ هرکدام از لحاظ منافع یک فرد در برابر یک فرد، صالحند. از لحاظ اینکه روح ملت در آنها دمیده شده است.
تمام صفات سوء ناشی از خودپرستی در فرد، از فرد به جامعه منتقل شده است [٢]؛ یعنی دیگر فرد دروغ نمیگوید اما ملت دروغ میگوید، از هیچ گونه دروغی ابا ندارد، فرد ظالم نیست دموکرات است اما ملت و جامعه ظالم و ستمگر و استعمارگر و خونخوار است.
واحدِ متصف به صفات ناشی از خودپرستی فرق کرده، در سابق فرد بود اکنون ملت است. در گذشته فرد نامجو بود اکنون جامعه و پرچم نامجوست، یعنی افراد از نظر ملیت و شعارهای ملی نامجو هستند.
رجوع شود به داستان ... در آیینه حجازی ..
١٢. لازمه کنار گذاشتن مسائل معنوی و الهی و محصور کردن امور معنوی به یک سلسله عبادت خشک و خالی کلیسا و ثمره آن در ناحیه شهوت، فلسفه اگزیستانسیالیسم است [٣] و در ناحیه خشم و
[١] بهطور کلی خاصیت خودی یعنی تنها خود را دیدن، تجاوز است. این در جایی است که یک تقسیم در کار بیاید. خداپرستی به همه چیز لطف و محبت میدهد حتی به دشمنان خدا.[٢] در اوایل کتاب جنگ جهانی در ایران که در روزنامهها منتشر شد، مؤلف ضمن بحث از تجاوز و تقصیر انگلیس و روس به ایران به یک مفهوم اخلاقی اشاره کرده و میگوید: گرچه این حرفها درباره افراد صادق است نه درباره ملتها.[٣] رجوع شود به ورقه اگزیستانسیالیسم.