یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١١ - احتجاجات قرآن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٤١٠
دستگاه تسلیم و ایمان جدا و بیارتباط فرض میکنند و برای عقل، حق دخالت در این قلمرو قائل نیستند. از نظر این آیینها و این روشها منبع و سرچشمه ایمان نیروی دیگری است غیر از عقل و خرد، و به عبارت دیگر میگویند یک حس دیگر و غریزه دیگر غیر از عقل در بشر هست که انسان فقط به حکم آن حس و آن غریزه به امور دینی اذعان و ایمان پیدا میکند و احیاناً آنچه به وسیله آن حس دریافت میکند و به آن تسلیم میشود با آنچه مقتضای عقل است ممکن است تنافی و ضدیت پیدا کند، و چون مرحله ایمان فوق مرحله عقل و خرد است چارهای جز این نیست که حکم عقل و خرد در این گونه مسائل دور افکنده شود ..
در آیین مسیحیت حاضر که از تثلیث آغاز میگردد، این سخن زیاد به گوش میخورد که هرچند تثلیث با عقل سازگار نیست اما باید به آن ایمان آورد زیرا مرحله ایمان فوق مرحله عقل است ..
قرآن کریم برای دریافتهای عقلی ارزش قائل است و نه تنها به عقل حق میدهد که در حوزه مسائل دینی مداخله کند، بلکه اصول دین و مخصوصاً اصل الاصول دین یعنی توحید را حوزه منحصر عقل و خرد میشناسد، یعنی هیچ گونه تعبد و تقلید و تسلیم و ایمان غیر متکی به منطق را در اصول دین جایز نمیشمارد و هر مکلفی را ملزم به «تحقیق» در این مسائل میکند ..
اگر فی المثل از نظر مسیحیت اصول دین و بالاخص اصل اولی دین مسیحی یعنی تثلیث منطقه ممنوعه برای عقل اعلام شده است، در اسلام اصول دین و بالاخص اصل اصول دین یعنی توحید منطقه انحصاری عقل اعلام شده است ..
قرآن کریم اولًا همیشه دم از تعقل و تفکر و تدبر میزند. آیاتی که به لعلکم تعقلون یا تتفکرون و امثال اینها ختم میشود زیاد است و همه میدانیم و اکنون در مقام جمع آوری و ذکر همه آنها نیستیم. برای نمونه دو آیه را ذکر میکنیم ..
یکی آیه ١٠٠ از سوره یونس: