یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠ - توحید - اول الدین معرفته
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٢٠
و علی علی میگوید، قرآن حفظ میکند و به طه تیر میکشد، یس حرز میکند و امام مبین میکشد ..
١٦. عطف به نمره ١١، شعر مثنوی: «شیر باطن سخره خرگوش نیست»، برای اینکه بدانیم اول انسانیت معرفت خداست، تا انسان خداشناس نشود از خودی خارج نمیشود، باید طبیعت انسان را بشناسیم، باید «خودی» انسان و فرقی که با خودی حیوان دارد از راه اینکه انسان التفات به خود دارد و حیوان این التفات و توجه به خود و علم به علم را ندارد بشناسیم، باید نفس امّاره و حدود مکائد آن را کاملًا بشناسیم ..
١٧. رجوع شود به یادداشتهای دین و اخلاق، کلمات ویلیام جیمز در این زمینه ..
١٨. گفتیم که انسانیت به معنی واقعی آنوقت است که خودی را از انسان بگیرد نه اینکه نوعی از خودی تبدیل شود به نوعی دیگر، مثل اشعه مخصوص رادیولوژی که سرطان را در یک نقطه بدن از بین میبرد اما ریشهاش از بین نمیرود، از یک نقطه دیگر سر درمیآورد و یا مثل دواهای مالیدنی بر زخمها که یک زخم را در یک نقطه از بین میبرد و در یک نقطه دیگر از نو قرحه پیدا میشود؛ عیناً نظیر «خود» شخصی و خود خانوادگی: هریک از کودکان، خودبین و خودپرستاند که فقط به شکم خود و لباس خود و اسباب بازی خود و راحتی خود توجه دارد اما پدر خانواده یک خود وسیعتری دارد و توسعه شخصیت پیدا کرده است. او وقتی که میوه یا لباس میآورد خودش را بر دیگران ترجیح نمیدهد، کاملًا به عدالت و انصاف عمل میکند، در خانه دروغ نمیگوید، خیانت نمیکند، مهربان است، باگذشت و فداکار است، ظلم نمیکند، از خانه دزدی نمیکند. اما همین پدر در بازار و در میان مردم هم همینطور است؟ نه، آنجا هم دروغ میگوید، هم خیانت میکند، هم ظلم میکند و هم سرقت.