یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٣ - خوشبینی و بدبینی به نظام آفرینش ( توحید و مسئله خیر و شر و حکمت بالغه ) (١)
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٢٨٣
میکند که عالم طبیعت به خودی خود قابل توجیه نیست، اما اینکه خود آن عامل مجهول که با او طبیعت را توجیه میکنیم چه وضعی دارد، همه سؤالات و مجهولاتی که درباره طبیعت داریم درباره خود او نیز داریم. او خودش از کجا آمده و چطور درست شده؟ راههای علمی و حسی به آن جواب نمیدهد. در صفحه ٢٧٩ که از راه طی شده نقل کردیم معلوم شد که چگونه این آقایان مسئله را به صورت یک مجهول غیرقابل جواب پذیرفتهاند. راه حسی و علمی به اصطلاح راه علم به صانع است، نه راه معرفت و شناسایی صانع (منطقیین گفتهاند که معلول نمیتواند معرّف علت واقع شود و درست گفتهاند)، آنهم راه علم به صانع طبیعت است نه راه علم به خدا، زیرا مفهوم خدا ملازم است با وجوب وجود و قیام به ذات (خودآی بودن). بلی، انبیا که از این راهها استفاده میکردهاند به این اعتبار بود که مذکر بودند و علم به آیات را مذکر فطرت قرار میدادند و لهذا تعبیر به «آیات» شده است در قرآن کریم، یعنی آن چیزی که عرفان را به وجود میآورد از نظر انبیا نفس فطرت توحیدی است نه مصنوعات. اگر از طریق عقل و علم بخواهیم وارد شویم، استدلال از مصنوعات کافی نیست و در حقیقت خداشناسی به صورت یک علم مثبت نظیر روان شناسی و حیوان شناسی و غیره منحصراً از راه علم به وجود و علل وجود ممکن است. به عبارت دیگر معارف الهی که واقعاً به صورت معارف درآید، به اینکه اولًا اثبات ذات قدیم واجب کامل شود، اثبات یگانگی او بشود، اثبات شود که بکل شیء علیم و علی کل شیء قدیر، اثبات شود که خیر محض است، منحصر است به راههای عقلی و عرفانی ..
بعد خواهیم گفت علم به هیچ وجه قادر نیست اثبات توحید و یگانگی خدا را بکند، همچنان که عاجز است از اینکه خداشناسی را به صورت یک علم و یک امر مثبت درآورد و از احاله به مجهول خارج کند ..
پس معلوم شد راههای حسی و علمی عاجز است از اثبات: