یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤ - یادداشت خدا در آیینه اندیشه بشری
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٤٤
عرفان بر همین اصل مبتنی است [١] ..
در جلد پنجم اصول فلسفه، صفحات ٩٩- ١٠٦ تحت عنوان «خدا را چگونه تصور میکنیم؟» گفته شد که اطلاق و کمال ذات حق را همواره با نفی نگهداری میکنیم. مسئله تسبیح و تنزیه ذات حق، سبحان ربک رب العزة عما یصفون، لا احصی ثناء علیک انت کما اثنیت علی نفسک، الذی لایدرکه بعد الهمم و لایناله غوص الفطن و امثال اینها همه توجه ذهن است به نقص آیینه خود و اینکه ادراک و معرفت او نسبی است ..
حالا ببینیم که این آیینه به نام ذهن چگونه و به چه وسیله اندیشهای از خدا در خود جای میدهد؟ آیا ممکن است آیینهای صورتی در خود منعکس کند بدون آنکه با آن چیز مواجه گردد؟ آیینه ذهن اشیاء و اجزای جهان را اگر در خود منعکس سازد جای سخن نیست؛ با این سالن روبرو میشود تصویری از آن در ذهن خود میسازد، انسان و حیوان را میبیند همینطور، خلاصه اینکه آنچه در برابر خود میبیند جهان است و همچنین ادراک نفس خود را به شکلی که گفته شد. اما خداوند غیب است، نهان است، و البته منشأ نهان بودنش لاحدی بودنش است [٢] ..
جواب این است که یک تفاوت دیگر آیینه ذهن با آیینههای دیگر این است که تصویرهای ذهنی بیش از سه بعدی است. ذهن از این جهت مانند اشعه ایکس است که از سطح عبور کرده به درون اشیاء نفوذ میکند با این تفاوت که اشعه در درون واقعی نفوذ نمیکند، در درون هم، سطح را نمایان میسازد یعنی رنگ و شکل و کمیت را، اما ذهن به درون واقعی نفوذ میکند و حقیقت و جوهر را نمایان
[١] رجوع شود به رسالة الولایة علامه طباطبایی، نسخه خطی، برهانی که اختصاصاً مشارٌ الیه بر این مطلب اقامه کردهاند. ایضاً اوایل اسفار، جلد اول. ایضاً بحثهای خودمان درباره روابط فلسفه و عرفان، مسئله معرفة النفس.[٢] رجوع شود به جلد ٧ المیزان، صفحات ١٢٦- ١٣٢، ذیل آیه کریمه و عنده مفاتح الغیب.