یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - شناخت قرآن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٥٤
شناخت نوع اول برای این است که انتسابش به آن که به او منتسب است قطعی باشد، به اصطلاح مرحله صدور، ولی شناخت نوع دوم برای این است که بدانیم این کتاب و گویندهاش چه میخواستهاند بگویند ..
پس از این شناخت به نوع سومی میرسیم و آن اینکه پس از آنکه خود پیام را درک کردیم که چیست و چه میخواهد بگوید، به سراغ مبادئ و مناشئ آن میرویم که از کجا این فکر برای این گوینده پیدا شده است. آیا گوینده همه سخنانش را از دیگری گرفته است؟
آیا بعضی از آنها را از دیگری گرفته است؟ و آیا همه ابداع خود اوست؟ و آیا اگر کتاب آسمانی است، وحی خداست که به او القاء شده است؟.
اینجاست که مرحله مقایسه پیش میآید، یعنی باید آن کتاب را با سایر کتبی که محتملًا از آنها اقتباس کرده مقایسه کرد تا اقتباس بودن و یا ابداعی بودن آن روشن گردد ..
ما از این سه مرحله [١] به مرحله اول- چنانکه گفتیم- نیاز نداریم ولی درباره مرحله دوم وسوم باید بحث کنیم، و البته مرحله محتوا که روشن شود بحث در مرحله سوم که مرحله اصالت است روشنتر خواهد شد. پس سه نوع شناخت داریم: شناخت مقدّمی، شناخت تحلیلی، شناخت ریشهای ..
٣. آیا قرآن از نظر خود قرآن برای شناخت است؟ آیا قرآن اولًا برای شناخت چیزی مثلًا خدا، انسان، جهان است؟ و دیگر اینکه از نظر خود قرآن آیا باید قرآن را شناخت، یعنی آیا باید دربارهاش از سه جهت گذشته تأمل کرد: هم از جهت استناد و اعتبار و هم از جهت
[١] مرحله صدور و انتساب و صحت استنادش به آن که به او مستند است، و مرحله محتوای فکری آنچه صدورش قطعی است و اینکه ماهیت علمی آن کتاب اگر کتاب علمی یا فلسفی یا ادبی است و ماهیت هنری آن اگر اثر ادبی است و ماهیت هدایتی آن اگر کتاب دعوت و هدایت و پیام است، و مرحله اصالت آن. پس سه مرحله شد:
انتساب، محتوا، اصالت.