یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦ - یادداشت اسلام و ملیتها
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٧٦
نداشتند. علیهذا برداشتن حکومتها ربطی به تحمیل دین ندارد ..
٤. ثالثاً آیا مردم ایران بالخصوص به حکومت و دیانت خودشان علاقه مند بودند یا نه؟ تاریخ میگوید نه. مردم ایران خودشان را از شر مظالم حکام و موبدان به دامن اسلام انداختند [١]، آن طوری که در عصر حاضر میبینیم بعضی ملتها در اثر فشار حکومتها و سنتها خودشان را به دامن کمونیزم میاندازند و از آن دفاع میکنند ..
شما حتی یک نفر مورخ نمیتوانید پیدا کنید که مردم ایران را از اوضاع خودشان راضی بداند، و غیر از این پیروزی مسلمانان بر ایرانیان قابل توجیه نیست، زیرا هر اندازه یک عده چهل پنجاه هزار نفری مؤمن و مصمم باشند محال است در مقابل یک کشور صد و چهل میلیونی طاقت بیاورند، حتی اگر ایمان و تصمیمشان این است که تا آخرین فرد کشته بشوند آنچنان که اصحاب امام حسین در مقابل اصحاب مصمم عمر سعد کشته شدند، اما چرا آنها را پی درپی شکست بدهند؟ اگر ایرانی روی تاکتیک عقب نشینی میکرد، اعراب در داخل ایران گم میشدند و افراد عادی، آنها را نابود میکردند ..
٥. اشتباه است که شکست ایرانیان را ناشی از اختلافات بعد از خسرو پرویز بدانیم؛ خیر، خیلی عمیقتر بوده و روح ملی ایران از دو قوه حاکمه بیزار بوده است و الّا معمولًا اختلافات داخلی، با فرض وجود روح ملی، در این گونه مواقع تبدیل به اتحاد و یگانگی میشود ..
٦. بعلاوه بحث تنها مربوط به قرن اول نیست، در قرون بعد چطور؟
سیادت نظامی عرب که بیش از یک قرن نپایید، چرا ایرانیان که بعد نیروی نظامی پیدا کردند و خلافت را از خاندانی به خاندانی منتقل کردند به فکر احیای کیش قدیم و تأسیس سلطنت ساسانی نیفتادند؟
چرا ابومسلم برای خود نسب عربی میسازد؟ چرا طاهریان پس از آنکه از عباسیان مأیوس شدند و سلطنت ایرانی تشکیل دادند و کار خوبی هم کردند، به فکر محو و طرد اسلام نیفتادند و خود
[١] رجوع شود برای تأیید این معنی به جلد اول تاریخ ادوارد براون، صفحه ٢٩٩.