یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٢ - یادداشت خدا در آیینه اندیشه بشری
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٨، ص: ٣٤٢
آیینه نمیتواند، این مهم نیست. آنچه مهم است این است که ذهن میتواند خود را بدون تصویر دریابد و این است که در آیینه و هرچه از این قبیل است محال است. این است معنی قول حکما که میگویند:
حضور ذاتنا لذاتنا لدی- ادراک ذاتنا یری التجردا ..
اینجاست که مسئله علم و آگاهی ارزشی فوق العاده مافوق پدیدههای دیگر مثلًا گرمی و سردی، تری و خشکی، نرمی و درشتی، سفیدی و سیاهی، شیرینی و ترشی، زیری و بمی، بزرگی و کوچکی، مطبوعی و نامطبوعی شمّی و غیر اینها پیدا میکند و از همین جاست که نفس به عنوان موجودی خودآگاه و خودعالم که ذاتش عین آگاهی است و در عین حال ذاتی است مستقل (جوهر) نه عرض و حالت غیر، نمایان میگردد. و همین است یک درجه از اتحاد عاقل و معقول که حتی بوعلی نیز بدان معترف است، و از اینجا معلوم میشود که درباره «من» کی و کجا و کدام و امثال اینها فرض نمیشود ..
تفاوت چهارم تعمیم قانون است. از این نظر ذهن مانند دستگاه عکاسی است که از صحنه محدودی عکسبرداری کند و بعد عکاس آن را تبدیل کند به صحنه بزرگتر بلکه نامتناهی و در عین [حال] مطابق هم باشد. پس مسئله تبدیل شناسایی حسی به شناسایی منطقی علمی تجربی [است] که از معضلات علم است ..
تفاوت پنجم این است که نه تنها ذهن قادر به تعمیم است که نوعی گسترش و توسعه افقی است، قادر به تعمیق هم هست، به این معنی که صورتی را که در آیینهاش منعکس است آیینه قرار میدهد و وسیله برای کشف حقیقت دیگر، یعنی شناسایی استنباطی که بعد خواهیم گفت و در درسهای «شناخت» کانون توحید در محرم ٩٨ نیز گفتیم. درست مثل این است که شناسایی در یک بعد دیگر پیشروی کند. شناخت حیات، شناخت علم عالم از نوشتهاش، شناخت درون ناخودآگاه از عوارض روان خودآگاه از این قبیل است و این نوع شناخت است که قرآن آن را «شناخت آیهای» میخواند، بلکه حتی