تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٠٥ -           ذکر امام شافعي رضي الله عنه
آن سلطان شريعت و طريقت ، آن برهان محبت و حقيقت ، آن مفتي اسرار الهي ، آن مهدي اطوار نامتناهي ، آن وارث و ابن عم نبي ، وتد عالم شافعي مطلبي رضي الله عنه ، شرح او دادن حاجت نيست ، که همه عالم بر نور از شرح صدر او است . فضايل و مناقب او و شمايل او بسيار است . وصف او اين تمام است که شعبه اوحه نبوي است و ميوه شجره مصطفوي است و در فراست و سياست و کياست يگانه بود و در مروت و فتوت اعجوبه بود . هم کريم جهان بود و هم جواد زمان ، و هم افضل عهد و هم اعلم وقت و هم حجة الايمة من قريش ، هم مقدم قدموا آل قريش . رياضت وکرامت او نه چندان است که اين کتاب حمل آن تواند کرد . در سيزده سالگي در حرم گفت : سلو ني ماشئتم ، و در پانزده سالگي فتوي مي داد .
احمد حنبل که امام جهان بود و سيصد هزار حديث حفظ داشت ، به شاگردي او آمد و در غاشيه داري سربرهنه کرد . قومي بر وي اعتراض کردند که :مردي بدين درچه ، در پيش بيست و پنج ساله يي مي نشيند و صحبت مشايخ و استادان عالي را ترک مي کند ؟
احمد حنبل گفت : هرچه ما ياد داريم معاني آن مي داند که اگر او به ما نيفتادي ما بر در خواستيم ماند ، که از حقايق واخبار و آيات آنچه فهم کرده است ، ما حديث بيش ندانستيم . اما او چون آفتابي است جهان را و چون عافيتي است خلق را :
و هم احمد گفت : در فقه بر خلق بسته بود . حق تعالي آن در به سبب او گشاده کرد .
و هم احمد گفت : نمي دانم کسي را که منت او بزرگتر است بر اسلام در عهد شافعي الا شافعي را .
و هم احمد گفت : شافعي فيلسوف است در چهار علم ، در لغت ؛ و اختلاف الناس ، و علم فقه ، و علم معاني .
وهم احمد گفت : در معني اين حديث که مصطفي عليه السلام فرمود که برسرهر صدسال مردي را برانگيزانند تا دين من در خلق آموزاند ، و آن شافعي است .
و ثوري گفت : اگر عقل شافعي را وزن کردندي با عقل يک نيمه خلق عقل او را جمع آمدي.
و بلال خواص گويد : از خضر پرسيدم در حق شافعي چه گويي ؟ گفت : از اوتاد است .
و در ابتدا در هيچ عروسي و دعوت نرفتي و پيوسته گريان و سوزان بودي هنوز طفل بودي که خلعت هزارسال در سر او افگندند . پس به سليم راعي افتاد ، و در صحبت او بسي بود تا در تصرف بر همه سابق شد . چنانکه عبدالله انصاري گويد : من مذهب او ندارم امام شافعي را دوست مي دارم . از آنکه در هر مقامي که مي نگرم او را در پيش مي بينم .