تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٥٧ -           ذکر سهل بن التستري قدس الله روحه العزيز
و گفت : هرکه مدعي بود خايف نبود و هرکه خايف بود امين نبود و هرکه امين نبود او را بر خزاين پادشاه اطلاع نبود .
و گفت : بوي صدق نيايد هرکه مداهنت کند غير خود را و مداهنت با خود ريا بود .
و گفت : هرکه با مبتدع مداهنت کند حق تعالي سنت ازو ببرد و هرکه در روي مبتدعي بخندد حق تعالي نور ايمان ازو ببرد .
و گفت : هر حلال که از اهل معاصي خواهند که برگيرند آن بر ايشان حرام شود .
و گفت : مثل سنت در دنيا چون بهشتست در عقبي هرکه در بهشت شد ايمن شد از خوف و بلا همچنين نيز هر که بر جاده سنت در عمل شد ايمن شد از بدعت و هوا .
و گفت : هرکه طعن کند در کسب در سنت طعن کرده است و هرکه توکل طعن کند در ايمان طعن کرده است و درست نيايد کسب اهل توکل را مگر بر جاده سنت و هرکه نه اهل توکل است درست نيست کسب او مگر بر نيت تعاون يعني معاونت کند تا دل خلق از وي فارغ بود .
و گفت : اگر تواني که بر صبر نشيني چنان کن و از آن قوم مباش که صبر برتو نشيند .
و گفت : اصل جمله آفتها اندکي صبر است برچيزها و غايت شکر عارف آنست که بداند که عاجز است از آنکه شکر او تواند گزارد يا بحد شکر تواند رسيد .
و گفت : خداي را در هر روزي و هر ساعتي و هر شبي عطاهاست و بزرگترين عطا آنست که ذکر خويش ترا الهام کند .
و گفت : هيچ معصيت نيست بتر از فراموشي حق .
و گفت : هرکه بخواباند چشم خويش از حرام کرده خداي يک چشم زخم هرگز در جمله عمر بدو راه نيابد .
و گفت : حق تعالي هيچ مکاني نيافريد از دل مومن عزيزتر از بهر آنکه هيچ عطايي نداد خلق را از معرفت عزيزتر و عزيزترين عطاها بعزيزترين مکانها بنهند و اگر در عالم مکاني بودي از دل مومن عزيزتر معرفت خود را آنجا نهادي .
و گفت : عارف آنست که هرگز طعم وي نگردد هر دم خوش بوي تر بود .