تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٥٥ -           ذکر سهل بن التستري قدس الله روحه العزيز
و گفت : بهترين خايفان مخلصان اند و بهترين مخلصان آن قومند که اخلاص ايشان تابمرگ برساند .
و گفت : جز مخلص واقف ريا نبود.
و گفت : آن قوم که بدين مقام پديد آمدند ايشانرا ببلا حرکت دادند اگر بجنبند جدا مانند و اگر بيارامند پيوستند .
و گفت : هرکه خداي را نپرستد باختيار خلقش بايد پرستيدن باضطرار .
و گفت : حرامست بر دلي که بغير خداي آرام تواند گرفت که هرگز بوي يقين بوي رسد .
و گفت : حرامست بر دلي که درو چيزي بود که خداي بدان راضي نباشد که در آن دل نوري راه يابد .
و گفت : هر وجدي که کتاب و سنت گواه آن نبود باطل بود .
و گفت : فاضلترين اعمال آن بود که بنده پاک گردد از خبث پاکي خويش .
و گفت : هرکه نقل کند از نفسي بنفسي بي ذکر خالق خود ضايع کرد .
و گفت : همت آنست که زيادت طلبد چون تمام شود و بمقصود برسد يامنقطع گردد .
و گفت : اگر بلا نبودي بحق راه نبودي .
و گفت : هرکه چهل روز باخلاص بود در دنيا زاهد گردد و او را کرامت پديد آيد و اگر پديد نيايد خلل از وي افتاده باشد اندر زهد .
گفتند : چگونه پديد آيد او را کرامت ؟
گفت : بگيرد آنچه خواهد چنانکه خواهد.
و گفت : هر دل که با علم سخت گردد از همه دلها سخت تر گردد و علامت آن دل که با علم سخت گردد آن بود که دل وي بتدبيرها و حيلتها بسته شود و تدبير خويش بخداوند تسليم نتواند کرد و هرکه را حق تعالي بتدبير او باز گذارد هم بدين جهان و هم بآن جهان او را بدوزخ اندازد .
و گفت : علما سه قومند ، عالم است بعلم ظاهر علم خويش را با اهل ظاهر مي گويد و عالم است بعلم باطن که علم خويش را با اهل او مي گويد و عالمي است که علم او ميان او و ميان خداي است آنرا با هيچ کس نتواند گفت .
و گفت : آفتاب برنيامد و فرو نشد برهيچ کس نيکوتر از آنکه خداي را برگزيند برتن و مال و دنيا و جان و آخرت .