تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٤٤ -           ذکر حاتم اصم قدس الله روحه
آن مرد گفت :مال مردمان به فسوس مي خوري .حاتم گفت :از مال تو هيچ مي خورم ؟گفت :ني .گفت :کاشکي تو از مسلمانان بودتي .گفت :حجت مي گويي ؟گفت :خداي تعالي روز قيامت از بنده حجت خواهد .گفت :اين همه سخن است .
گفت : خداي تعالي سخن فرستاده است ومادر بر پدر تو به سخن حلال شده است .گفت :روزي شما از آسمان آيد ؟
گفت :روزي همه از آسمان آيد وفي السماء رزقکم و ما توعدون .گفت :مگر از روزن خانه شما فرو مي آيد؟
گفت :در شکم مادر بودم ،آن روز نه روزي مي آمد ؟
گفت :بستان بخسب تا روزي به دهان تو آيد .
حاتم گفت:دو سال در گهواره استان خفته بودم و روزي به دهان من در مي آمد .
گفت: هيچ کس را ديدي که مي درود ناکشته ؟
گفت:موي سرت که مي دروي ناکشته است .
گفت:درهوا رو تا به تو روزي رسد .
گفت :چون مرغ شوم تا برسد .
گفت :به زمين فرو رو تا برسد .
گفت :اگر مور شوم برسد .گفت :زيرآب شو و روزي بطلب .
گفت :ماهي را روزي در زير آب مي دهد اگر به من نيز رسد ،عجب نبود .
آن مرد خاموش گشت و توبه کرد .گفت :مرا پندي ده .
گفت :طمع از خلق ببر تا ايشان بخيلي از ببرند ،و نهاني ميان خويش با خداي نيکو کن تا خداي آشکاراي تو را نيز نيکو گرداند ،و هرکجا باشي خالق را خدمت کن تا خلق تو را خدمت کنند ، و هم او را .
مرد ي گفت :از کجا مي خوري ؟گفت :ولله خزائن السموات و الارض .
نقل است که حاتم پرسيد ، مرا احمد حنبل را که :روزي را مي جويي؟
گفت :جوييم .
گفت:پيش از وقت مي جويي ، يا پس از وقت ، يا در وقت مي جويي ؟
احمد انديشيد :اگر گويم پيش از وقت ، گويد چرا روزگار خود ضايع مي کني ؟و اگر گويم پس از وقت ،گويد چرا مشغول شوي به چيزي که حاضر خواهد بود ؟فروماند در اين مساله .
بزرگي گفت:جواب چنين مي بايست نبشت که جستن بر ما نه فريضه است و نه واجب و نه سنت .چه جويم چيزي را که از اين هر سه نيست و طلب کردن چيزي که وي خود تو را مي جويد .به قول رسول عليه السلام او خود برتو آيد .و جواب حاتم اين است:علينا ان نعبده کما امرنا و عليه ان يرزقنا کما وعدنا .