تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ١٨١ -           ذکر عبدالله مبارک رحمة الله عليه
و گفت : هرکه يک درم به خداوند باز دهد دوست تر دارم از آنکه صدهزار درم صدقه کند ، و هرکه پشيزي از حرام بگيرد متوکل نبود .
و گفت : توکل آن نيست که تو از نفس خويش توکل بيني . توکل آن است که خداي از تو توکل داند .
و گفت : کسب کردن مانع نبود از تفويض و توکل ، اگر اين هردو عادت نبود در کسب .
و گفت : اگر کسي با قوتي کسبي کند شايد تا اگر بيمار شود نفقه کند ، و اگر بميرد هم از مال وي کفن بودش .
و گفت : هيچ چيز نيست در آدمي که ذل کسب نکشيده است .
و گفت : مروت خرسندي به از مروت دادن .
و گفت : زهدايمني بود بر خداي يا دوستي درويشي .
و گفت : هرکه طعم بندگي کردن نچشيد او را هرگز ذوق نبود.
و گفت : کسي که او را عيال و فرزندان بود ايشان در صلح بدارد و به شب از خواب بيدار شود کودکان را برهنه بيند ، جامه بر ايشان افگند ، آن عمل او از غزو فاضلتر بود .
و گفت : هرکه قدر او به نزد خلق بزرگتر بود او خود رابايد که در نفس خويش حقيرتر بيند .
گفتند : داروي دل چيست ؟
گفت : از مردمان دور بودن .
و گفت : بر توانگران تکبر کردن و درويشان متواضع بودن از تواضع بود .
و گفت : تواضع آن بود که هرکه در دنيا بالاي توست بر وي تکبر کني و با آنکه فروتر است تواضع کني .
و گفت : رجاء اصلي آن است که از خوف پديد آيد ، و خوف اصلي آن است که از صدق اعمال پديد آيد و صدق اعمال از تصديق پديد آيد و هررجا که در مقدمه آن خوف نباشد زود بود که آنکس ايمن گردد و ساکن شود .
و گفت : آنچه خوف انگيزد تا در دل قرار گيرد دوام مراقبت بود در نهان وآشکارا .
نقل است که پيش او حديث غيبت مي رفت . گفت : اگر من غيبت کنم مادر وپدر خود را غيبت کنم که ايشان به احسان من اوليترند .