فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٤٣ - نِكاح
باشد.
ديگر آنكه خداى تعالى فرمود: «وَ أُحِلَّ لَكُمْ مٰا وَرٰاءَ ذٰلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوٰالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسٰافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» ،يعنى:حلال كرده شما را آنچه وراء آنست كه طلب كنيد بمالهاى خويش زنكنندگان نه زناكنندگان پس آنچه بدان تمتع گرفتيد از آن زنان بايشان دهيد مزدهاى ايشان.و استمتاع بزنان بعرف شرع مخصوص است باين عقد.پس واجب باشد حمل كردن آيت به آن.
و تقويت اين معنى آنست كه روايت كردهاند از امير المؤمنين ع و عبد الله عباس و ابن مسعود و ابن مجاهد كه ايشان خواندند:«فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى»،و نكاح باجل غير از اين نكاح نيست.
و قوله تعالى: «وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكُمْ فِيمٰا تَرٰاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ» ،مراد باين زيادت كردن است از شوهر در اجر و از زن در اجل.
تعلق ايشان بقوله تعالى: «وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ إِلاّٰ عَلىٰ أَزْوٰاجِهِمْ أَوْ مٰا مَلَكَتْ» ،يعنى:آن كسانى كه فرجهاى خود نگاه ميدارند مگر بر زنان خويش،و آن زنى كه وى را بمتعه خواسته باشد،زن نيست،زيرا كه ميراث نگيرد از وى ميراث نگيرند،و طلاقش ندهند،و حكم ايلا و لعان بوى ملحق نشود،و سكنى و نفقه واجب نباشد؛اگر زن بودى شرعا،اين همه لازم بودى؛و چون زن نباشد،حلال نباشد؛پس حفظ فرج،ازيشان واجبباشد؛معتمد نيست.
و جواب ازين آنست كه احكام شرعى جز بادلۀ شرعى ثابت نشود،و قياس را درين مدخل نباشد.و چون دليل شرعى اين احكام را در زن متمتع بها مقدر و مقرر گردانيده است،واجب باشد باين احكام گفتن،و او را بزنانى ديگر قياس ناكردن.
و دعوى ايشان را كه:«اين نكاح رسول ص حرام گردانيده است»باطل ميكند گفتار عمر خطاب:«متعتان كانتا حلالين فى عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب عليهما:متعة النساء و متعة الحج»،يعنى:دو متعه در عهد رسول ص حلال بود،من آن را حرام ميگردانم و بر آن عذاب را اختيار ميكنم:يكى متعۀ زنان، و دوم متعۀ حج.زيرا كه دعوى اعتراف كرد كه در عهد رسول حلال بود،و اضافت نهى و تحريم با خود كرد.
اگر گويند چگونه صحيح بود كه وى حرام گرداند آنچه رسول ص آن را حلال گردانيده باشد،و هيچ كس وى را انكار نكند؛جواب آنست كه انكار ناكردن احتمال دارد كه براى تقيه بوده باشد،و يا از براى شبهه.
(معتقد الاماميه ٤٢٥،٤٤٣).
بنزد عارفان و حكماء ازدواج عناصر است.
حكماء گويند از ازدواج آباء علوى با امهات سفلى مواليد بوجود آيد و يا از تركيب عناصر با يكديگر مواليد به وجود آيند.
از اجتماع و تركيب و برخورد اسماء