فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٩٥ - نُجُوم
اعتدال و صدها خاصيت ديگر.
از دايرۀ عطارد علوم و معارف و الهام و رؤياهاى صادقه و صدها خاصيت ديگر.
و همين طور است وضع ساير اجرام ثوابت كه هر يك بمقدار معين از خواص به عالم خاكى گسيل ميدارند،اين خواص بدايره اركان اربعه ميرسد و تركيب ميشود با خواص ذاتى خود اركان.
٢٥-حركت آفتاب را در بيوت و بروج گوناگون عيدها است مثلا روز نزول آفتاب ببرج حمل عيد اول است كه شبانهروز مساوى و هوا معتدل شود و صدها خاصيت ديگر كه بيت حيات است.روز اول نزول آفتاب را به برج سرطان عيد دوم گويند كه اول تابستان است و روز اول نزول آفتاب را به برج ميزان عيد سوم نامند كه فصل پائيز است با تمام خواص طبيعى آن.
البته عيد چهارم هم با شروع فصل زمستان است و بهر حال اين عيدها مربوط به فصول چهارگانه است كه البته هر فصلى خاصيتى دارد.
٢٦-براى هر يك از سيارات از لحاظ ذاتى خواصى قائلند كه بجوهر زمينى تشبيه كردهاند.
٢٧-چنانكه اشارت رفت سيارات هفتگانه ارباب ايام هفتهاند مثلا خورشيد رب روز يكشنبه و ماه رب روز دو شنبه و مريخ رب روز سه شنبه و عطارد رب روز چهار شنبه و مشترى رب روز پنج شنبه و زهره رب روز جمعه است و زحل رب روز شنبه.٢٧-سيارات را با اعضاء حيوانات مطابقت دادهاند و هر سياره را منطبق با يكى از اعضاء حيوانات كردهاند.
٢٨-هر يك از بيوت دوازدهگانه را بطور كلى خواصى است.بيت اول كه بيت حمل باشد بيت حيات است و صدها خواص ديگر و بيت دوم بيت مال،سوم بيت اخوت و چهارم بيت آباء پنجم بيت اولاد و ششم بيت مرض،هفتم بيت نساء و هشتم بيت موت و نهم بيت سفر و دهم بيت سلطان و يازدهم بيت سعادت و دوازدهم بيت اعداء است.
در اينجا چون مسألۀ تأثيرات كواكب در مقدرات انسانها با سحر و كهانت ربطى كامل دارد و از طرفى با ادبيات و سنن مشرق زمين عجين شده است ناگزير در حد اصطلاح و لغت در اين باب توضيح ميدهيم بدون آنكه اظهار نظر بكنم.زيرا اصولا كار فرهنگ تعريف لغات و اصطلاحات است و احيانا در موارد لزوم توضيحى در حد لزوم.و بهر حال بيان شد كه بروج عبارتند از دوازده برج و افلاك نهاند و سيارات هفت و كواكب مرصوده تقريبا يك هزار و بيست و نه كواكباند.
بجز اينها اهل علوم غريبه گويند دو عقد كه بنام عقدتان ناميدهاند در جهان سماوات وجود دارد كه يكى را رأس نامند كه دلالت بر سعادات دارد و ديگر ذنب كه دلالت بر نحوست دارد.
گويند در جهان وجود نحوستها و سعادتهائى وجود دارد و ترديدى نيست و از همين امر در ميابيم كه در جهان وجود