فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨١٠ - مُطْلَق
و در صورتى كه سبب متحد باشد و حكم مختلف اختلاف است.
در قوانين است كه فرق بين مطلق و عام آنست كه مطلق عبارت از ماهيت لا بشرط شىء است و عام ماهيت بشرط كثرة مستغرقه مثلا «أَحَلَّ اللّٰهُ الْبَيْعَ» و «خلق الله الماء ظهورا لا ينجسه شىء» مطلق است و بطور كلى الفاظ مطلق عبارتند از:
١-اسم جنس مانند انسان،رجل، فرس و حيوان.
٢-علم جنس مانند اسامه...
٣-مفرد معرف بالف و لام استغراق باشد يا عهد ٤-نكره (از قوانين ص ٣٢١-كفايه ج ١ ص ٣٧٦-كشاف ص ٩٢١-قواعد ص ١٦١،١١٣-معالم ص ١٤٩).
و بالجمله:
مطلق عبارت از لفظى است كه دلالت كند بر شايع در جنس خود يعنى بر حصۀ كه محتمل الصدق بر حصص بسيار باشد كه مندرج تحت جنس آن حصهاند و آن مفهوم،كلى خواهد بود كه صادق بر اين حصص و حصصى ديگر است و بنا بر اين مطلق شامل معهود ذهنى هم ميشود و عام و جزئى را شامل نمىشود و شايد اگر اين تعريف را باطلاقه قبول نمائيم شامل نكره هم بشود،برخى گويند ميان مطلق و عام فرق است و مطلق ماهيت لا بشرط شىء است و عام ماهيت بشرط شىء است يعنى بشرط كثرة مستغرقه و بين مطلق و نكره همعدۀ فرق گذاردهاند.
جمله «أَحَلَّ اللّٰهُ الْبَيْعَ» مطلق است و «بيع غررى»مقيد است و همين طور كلمۀ«الماء»در«خلق الله الماء طهورا لا ينجسه شىء»مطلق است و در مقابل مطلق مقيد است كه دال بر شايع در جنس خود نمىباشد كه شامل عمومات شود مانند«رقبة مؤمنة»و بالجمله مطلق و مقيد بازگشت به عموم و خصوص كند.
المطلق على ما عرفه اكثر الاصوليون هو ما دل على شايع فى جنسه اى على جملة محتملة الصدق على حصص كثيرة مندرجة تحت جنس واحد الحصة و هو- المفهوم الكلى الذى يصدق على هذه- الحصة و على غيرها من الحصص فيه- المعهود الذهنى و يخرج منه العام و الجزئى الحقيقى و المعهود الخارجى و هذا التعريف يصدق على النكرة.مانند «أَحَلَّ اللّٰهُ الْبَيْعَ» و«خلق الله الماء طهورا لا ينجسه شىء» و عرفوا المقيد بما دل لا على شايع فى جنسه فيدخل فيه المعارف و العمومات و لهم تعريف آخر و هو ما اخرج من شياع مثل رقبة مؤمنة (از قوانين ج ١ ص ٣٢٢).
در اصول ارشاد آمده است:
هرگاه لفظ بر معناى لا بشرطى كه محتمل الصدق بر افراد كثيرۀ يك مفهوم كلى است دلالت كند آن را لفظ مطلق گويند و هرگاه بر معناى مقيدى كه محتمل الصدق بر افراد قليلۀ يك مفهوم كلى است دلالت نمايد آن را لفظ مقيد گويند.