فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٣٢ - حصول سعادت
راه و طرقى كه ويژۀ گروهى ديگر است.
و ازين روست كه مردم امتها و مدينههاى فاضله در روشها و يافتهاى عقلى و خيالى خود مختلفاند و گر چه همۀ آنان به يك سعادت ايمان دارند.چه آنكه شخصيت هر ملتى عبارت از مجموعۀ ترسيمات ذهنى و يا خيالى آنهاست كه در نفوس و عقول آنان متمكن گشته خودنمائى مىكند.
و هرگاه فهم حقايق و امور عالم آن طور كه واقعيت دارد بر گروه و ملتى دشوار باشد،بناچار جهت تفهيم و تعليم آنان بايد به راههاى ديگرى غير از طريق استدلالات عقلى متوسل گرديد كه همان طرق محاكات خيالى است،زيرا براى هر ملتى به آن طرقى كه معهود و مناسب با آنهاست بايد حقايق را نمود،آن طرقى كه آشناتر بدان مىباشند و ازين روست كه ملتها در نوع معرفت مختلفاند.ممكن است امورى به نزد ملتى معهود و شناخته باشد و به نزد ملتى ديگر ناشناخته،و سعادتى كه اغلب مردم به آن ايمان و اعتقاد دارند همان سعادتى است كه خود از طرق تخيلى و خيالات براى خود مجسم كردهاند نه از راه تعقل و تصورات عقلى و همين طور است وضع مبادى موجودات و اصولى كه بايد مورد قبول جامعه باشد و افراد انسانى بدانها اقتدا نمايند و بزرگ شمارند و بدانها احترام كنند كه اكثر مردم از راه تخيل و مجسم كردن در قوت خيال خود پذيرفته و مىپذيرند نه از راه تعقل دريافت عقلانى و تنها حكيمان و دانايانند كه ايمانشان به سعادت و مبادىو اصول از راه و دريافت عقلانى و تصورات عقلى است،و البته همان كسانى هم كه اين گونه حقايق را وجود تخيلى داده در خيال خود درمىآورند و متخيلات خود را پذيرفته مورد اكرام و احترام قرار مىدهند بدان صورت كه قادر بر ادراك آن مىباشند به حقيقت مؤمناند و البته امورى كه محاكى و نمودار اين مبادى و اصول است يكنواخت نمىباشد و بلكه متفاوت و متفاضل است،پارهاى از آنها در ايجاد تخيل استوارتر و كاملتر است و پارهاى ناقصتر،پارهاى مقرون به حقيقت است و پارهاى دور و دورتر، موارد ترديد و عناد در پارهاى از آنها دشوار و يا كم و نهان است و در پارهاى آشكار و زياد است،و يا به آسانى ميتوان مورد ترديد و نقص قرار داد،و يا باطل كرد، و به هر حال امورى كه سبب ايجاد علم تخيلى آنان به اصول و مبادى مىشود امورى گوناگون مىباشد.
و هر يك ازين امور مختلف مناسب با امرى خاص از متخيلات است به اين بيان كه مثلا پارهاى ازين محاكيات محاكى از امرى است و پارهاى محاكى از فلان امر و امورى ديگر محاكى از چيزى ديگر.
و همين طور ممكن است امور مختلفى باشد كه همۀ آنها در محاكات از حقايق مساوى و برابر باشد و مثلا با اختلافى كه دارند همه محاكى از مبادى موجودات و سعادات و مراتب آن باشند.هرگاه اين گونه مسائل و امور مختلفه همه در خوبى محاكات،يا در قلت موارد نقض عناد،يا در خفاء موارد نقض و عناد،برابر باشند