فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٢٢ - فِطْرتهاى إنسانى
و ممكن است فردى معد قبول همۀ معقولات بايستۀ يك جنس از علوم باشد.
و همين طور در قوتهائى كه به واسطۀ آن،امورى كه حتى از يك جنساند، اندر يافته استنباط مىنمايند،مختلف و گوناگون و متفاضلند،و ممكن است كه دو نفر افراد انسانى باشند كه از ناحيه عقل فعال استعداد درك يك نوع و يك جنس از معارف و معقولات به آن دو اعطا شده باشد و وجود هر دو صالح براى دريافت يك صنف از علوم باشد، و مع ذلك طبع وجودى يكى از آن دو بدين سان آفريده شده باشد كه همۀ آنچه مربوط بدان فن يا علم است اندر يافته تعقل كند و فردى ديگر مسائلى كمتر از آن دگر، و همين طور گاه بود كه دو تن از افراد انسانى از لحاظ استعداد وجودى در استنباط مسائل مربوط به يك نوع از علم مساوى باشند.مع ذلك يكى زودتر استنباط كند و يكى ديرتر و يا اينكه يكى از آن دو در استنباط مسائل اساسى و افضل آن فن و علم،دراكتر باشد و زودتر اندر يابد،و يكى مسائل فرودتر آن علم را،و گاه باشد كه دو تن از افراد انسانى هم در قدرت بر استنباط علم خاص متساوى و برابر باشند،و هم در سرعت اسنباط يكسان باشد،يكى از آن دو قدرت بر راهنمائى و تعليم مستنبطات خود را هم داشته باشد و آن دگر نداشته باشد.
و همين طور است احوال افراد انسانى در قدرت بر انجام كارهاى بدنى كه مختلف و متفاضلند.
و بايد تذكر داد كه فطرتهاى طبيعىانسانها كه در وجود مطبوع بر آن شدهاند هيچ كس را مجبور و وادار به انجام فلان كار نخواهد كرد،و اين فطرتها براى اين در نهاد انسانها آفريده شده است كه مثلا فلان فعلى كه معد براى انجام آن شدهاند براى آنها سهلتر و آسانتر باشد،و بدين منظور است كه هرگاه فردى از افراد به حال خود گذارده شود و عوامل خارجى ديگر وى را به سوى اضداد آن كار وادار نكند خود به خود به سوى انجام همان كارى كه معد براى آنست كشش پيدا مىكند و اگر يك عامل و محرك خارجى ديگر وى را به سوى ضد آن كار تحريض كند،قهرا به سوى آن ضد گروش يابد و آن را انجام دهد،و لكن با سختى و دشوارى و اضطرار.نهايت هرگاه به همان كارهاى ضد فطرت اعتيادى پيدا كرد،انجام آنها بر وى آسان خواهد شد، و گاه باشد كه تغيير دادن و دگرگون كردن افراد انسانى از مقتضيات فطرتهاى آنها،آن فطرتهائى كه وجود آنان مطبوع بر آن شده است سخت دشوار مىباشد و چه بسا در بسيارى از آنان محال خواهد بود،مانند كسانى كه از آغاز تولد مرضى بر آنها عارض شده باشد و به صورت امرى مزمن طبيعى در ذهن آنها رسوخ كرده باشد،و همۀ اين فطرتها با همۀ حالاتى كه بر آن حالات آفريده شدهاند محتاج به رياضت و تمرين و تقويتاند به وسيلۀ اراده تا بوسيلۀ ممارست بر كارهائى كه معد انجام آنها مىباشند آزموده و آموخته گردند،و اين امر تا آن اندازه بايد انجام شود كه اين فطرتها نسبت به