فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٢٥ - وَجْه
آنكه نهايت ندارند مكرر نيستند اگر مفردات را آباء و امهات گوئى مركبات اولادند و اگر مفردات را نويسندگان گوئى مركبات كلماتاند.
تخم گندم چون در زمين انداختند آن تخم ذات درخت گندم است.
و چون درخت گندم جمال به عالم تفصيل آمد و بنهايت خود رسيد وجه آن بود و مجموع هر دو مرتبۀ نفس آن بود و صورت جامعه صورت ذات است از جهت آنكه هر چيز كه در درخت گندم پيدا خواهد آمد از ساق،شاخ،و برگ و...جمله در ذات درخت گندم جمعاند و پوشيده و مجملاند و صورت متفرقه صورت وجه است از جهت آنكه هر چيز كه در مرتبۀ ذات مجمل بود اكنون ظاهر گردد و متفرق و مفصل شود و چون مرتبۀ ذات مرتبۀ پوشيدگى و اجمال است ليلة القدر گويند و مرتبۀ وجه را كه متفرق و صورت متفرق است يوم الفصل و يوم القيمة و يوم الجمعه و يوم البعث گويند.
صفات درخت گندم در مرتبۀ ذاتاند و اسامى درخت گندم در مرتبۀ وجه و افعال درخت گندم در مرتبۀ نفس (رجوع شود به انسان كامل ص ٢٧٨- ٢٨٠) ذات و وجه و نفس مركب ديگر است و ذات و وجه و نفس بسيط ديگر و بسيط دو قسم است،بسيط حقيقى و بسيط مجازى آب بسيط مجازى است و ذات و وجه و نفس دارد.نظر به هستى آب ديگر است و نظر به آنكه آب عام است تمام نبات را ديگر است و نظر به مجموع هردو مرتبه ديگر است.
هستى آب ذات آب است.و عموم آب جملۀ نباتات را وجه است.و مجموع هر دو مرتبۀ نفس آن بود.
صفات آب در مرتبۀ ذاتند و اسامى آب در مرتبۀ وجهاند و افعال آب در مرتبۀ نفس آب صلاحيت بسيار چيزها دارد كه از عالم اجمال به عالم تفصيل آيد پس آب دو عالم دارد،يكى عالم اجمال و ديگرى عالم تفصيل،عالم اجمال ذات است...
و بدان كه وجه خداى در مكان و جهت نيست چون خدا نورى است نامحدود بحرى است بىپايان و بىكران.پس اين نور ذات و وجه و نفس دارد و صفات و اسامى و افعال دارد و نظر به هستى نور امرى است و نظر به عموميت آن امرى ديگر و نظر به هستى و...امرى ديگر.
هستى اين نور آن بود و عموم اين نور تمام موجودات را وجه آن بود.
و مجموع نفس ان،اين نور عام است همۀ موجودات را و بقاى موجودات ازين نور است پس خداى بهمه ذرات موجودات احاطت كامل دارد و اين احاطت را وجه نور و خداى گويند پس تو بهر چيز كه روى آرى روى بوجه اين نور آوردۀ كه فاينما تولوا فثم وجه الله.و كل شىء هالك الا وجهه.و هر كه هر چيز پرستد باز خدا را پرستد زيرا هر كس روى بهر چيز كه آرد روى بوجه خداى آورده است و آنچه باقى است وجه خدا بود كه كل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذو الجلال و الاكرام (رجوع شود به انسان ص ٢٨٠-٢٨٨)