فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٥٩ - نور
نزد اهل ذوق نور اسمى است از اسماء الله بحكم «اللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» و عبارت از تجلى حق است باسم الظاهر كه مراد وجود عالم ظاهر است در لباس جميع صور اكوانيه از جسمانيات و روحانيات (شرح گلشن راز ص ٥).
مشايخ صوفيه گويند:مراد از نور در آيۀ نور قلوب عارفين است بتوحيد حق و انارۀ اسرار محبين است.
در كشاف است كه نور نزد صوفيان عبارت از وجود حق است باعتبار ظهور او فى نفسه و اظهار غير را در علم و عين كل شمس ناميده ميشود.
در حديث است كه«اول ما خلق الله نورى»كه مرادف با عقل است در كلمات حكما و نور تجلى ذات عبارت از جميع انوار اسماء و صفاتست كه «فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ» .
تمام موجودات مرتبتى از انوار حق است (كشاف ص ١٢٩٤).
و نور حقيقت آن باشد كه غيرى را روشن كند،هر چه غيرى را روشن نكند، آن را نور نگويند،آفتاب نور است،ماهتاب نور است،چراغ نور است،نه به آن معنى كه بنفس خود روشنند،لكن به آن معنى كه منور غيرند،آينه و آب و امثال آن را نور نگويند،اگر چه بذات خود روشناند، زيرا كه منور غير نهاند،پس بدان معنى كه «اللّٰهُ نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ» اين است كه«الله» روشنكنندۀ آسمانها و زمينهااست و منور ارواح است و تمام انوار ازوست و قوام همه بدو است،بعضى ظاهر و بعضى باطن،نور باطن،نور توحيد است و نور معرفت معرفت است و آفتاب معرفت و نور توحيد را كه از مطلع دلهاى مؤمنان سر بزند،كسوف و خسوفى نبود، طلوعى است آن را بىغروب كشوفى است آن را بىكسوف،اشراقى است از مقام اشتياق و انوار باطن در مراتب خويش مختلف است.
اول نور اسلام است و با اسلام نور اخلاص است،ديگر نور ايمانست و با ايمان نور صدق است،نه ديگر نور احسانست و با احسان نور يقين است اين است منازل راه شريعت و مقامات عامۀ مؤمنان.
و باز اهل حقيقت و جوانمردان طريقت را نور ديگر است و حال ديگر نور فراست است،و با فراست نور مكاشفت، باز نور استقامت است با نور استقامت، نور مشاهدت است.
باز توحيد است و با نور توحيد،نور قربت حضرت است،بنده تا در اين مقامات بود،بستۀ روش خويش است،از ايدر، بازگشتن حق آغاز كند جذبۀ الهى پيوندد، نورها دست دهد،نور عظمت و جلال،نور لطف و جمال،نور هيبت،نور غيرت،نور قربت،نور الوهيت،نور هدايت،كار بجائى رسد كه نور عبوديت در نور ربوبيت ناپديد گردد «نُورٌ عَلىٰ نُورٍ» (از عده ج ٦ ص ٥٦٢).
با نور چراغ دعوت بيفروزيد و خلق را از ظلمات شك با نور يقين خوانيد،از تاريكى جهل بروشنائى علم آريد،تدبير