فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٣١ - نِقاب
نمايد-و قاعدۀ اختيار اهون الشرين و همچنين قاعدۀ اذا تعارض مفسدتان روعى اعظمها ضررا بارتكاب اخفهما.
همه اينها ناظر است باين كه در مقام تعارض دو ضرر و لزوم تحمل يكى از آنها بايد رعايت الاخف فالاخف و الاهون فالاهون را نمود.
چنانكه قضيه سفينه و مساكين در قرآن مجيد أَمَّا السَّفِينَةُ فَكٰانَتْ لِمَسٰاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ اشاره باين امر است.
بهر حال در جائى كه تعارض بين ضرر خصوصى و ضرر عمومى باشد بايد ضرر عمومى را رعايت نمود مثلا اگر در خانۀ شخصى درختى باشد كه شاخههاى آن به شارع امتداد يافته و مضرر بعابرين باشد قطع شاخهها اگر چه با ثمر و بر،ضرر مالك باشد جائز است زيرا اين ضرر خاص است و در مقابل ضرر عام بايد آن را تحمل نمود.
و همچنين است ديوار متمايل بانهدام كه خراب كردن آن برعايت عابرين و دفع ضرر عمومى لازم است.
و بالجمله تقديم ضررى بر ضرر ديگر موقوف است باين كه جهت رجحانى در آن موجود باشد و در غير اين صورت نبايد ضرر شخصى بضرر شخص ديگر دفع شود.
و از فروع اين قاعده است عدم جواز رد معيب سابق بعد از حدوث عيب ديگرى در آن نزد مشترى زيرا رعايت مشترى ترجيحى بر رعايت بايع نخواهد داشت.
(كليات حقوق ص ٥،٦)
نَفْىِ غَرَر
-(اصطلاح فقهى)نفى مقابل ايجابست و در شرع بيع غررى است و بطور كلى غرر حرام است كه فرمودند
«نهى رسول الله عن بيع الغرر» (از عوائد الايام ص ٢٨).
نَفْىِ عُسر و حَرَج
-(اصطلاح فقهى) و در حديث است كه
«ان الله لا يرضى للعباد بالعسر و الحرج» يعنى قوانين و احكامى كه موجب عسر و حرج باشد در اسلام وضع نشده است رجوع به قاعدۀ عسر و حرج شود.
نِقاب
-(اصطلاح ذوقى)نقاب حجاب ميان محبوب و محب را گويند.
گنج فقير گويد:
گر نقاب از رخ آن جان جهان بردارند
بندگان بر در خدمت سر و جان بگذراند
هر كس اندر طلب او شده اندر راهى
چون نديدند رخش را همه در پندارند
سنائى گويد:
اى نقاب از روى ماه آويخته
صبح را با ماهتاب آويخته
در خيال عاشقان از زلف و رخ.
صورت حال و محال انگيخته
عطار گويد:
تا نقاب از چهرۀ جان مقدس بر گرفت
آنكه صاحب ديده بود آنجا دل از جان بر گرفت
مهرۀ كس را نديد اندر همه درياى مهر
يك صدف بگشاد و درياها همه گوهر گرفت
تا آفتاب روى تو،مشكين نقاب بست
جان را شب اندر آمد و دل در عذاب بست
ترسيد زلف او كه كند چشم بد اثر
خورشيد را ز پردۀ مشكين نقاب بست
ناگاه آفتاب رخت تيغ بر كشيد