فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٢٣ - نَفْس
است و واسطۀ در ايصال فيض از عقل فعال بموجودات است.
(اخوان ج ٣ ص ٥٣-رجوع به تفسير ص ٨٨١-٦٣٢ شود).
رازى گويد:افلاطون معتقد بود كه در انسان سه نفس است يكى را نفس ناطقه و الهيه ديگرى را نفس غضبيه و حيوانيه و سه ديگر را نفس نباتيه و ناميه و شهوانيه نامند.
(از رسائل فلسفيه زكرياى رازى ص ٢٧).
ابن رشد گويد:ابن سينا نفوس را متعدد ميداند بتعدد ابدان(تهافت التهافت ص ٥٧٦).
خواجۀ طوسى گويد:قواى نفس سه است، يكى قوت نفس ناطقه كه آن را نفس ملكى خوانند ديگر قوت غضبى كه آن را نفس حسى خوانند و سه ديگر قوت شهوانى كه آن را نفس بهيمى خوانند(از اخلاق ناصرى ص ٥٦ و رجوع شود به ص ١٣-اخوان ج ٣ ص ٩).
اخوان الصفا گويند:نسبت نفس به عقل مانند نسبت ضوء قمر است به خورشيد و چنانكه ماه نور آفتاب را منعكس ميكند نفس هم نور عقل را(از اخوان ج ٣ ص ٨).
ابن رشد گويد:نفس صورت جسم طبيعى آلى است و يا استكمال اول براى جسم طبيعى آلى است(رسائل ابن رشيد ص ١٠).
شيخ الرئيس نيز در تعريف نفس گويد:
«كمال اول لجسم طبيعى آلى»در نبات باضافه«من جهة ما يتولد و يربو و يتغذى» و در نفس حيوانى«من جهة ما يدرك الجزئيات و يتحرك بالاراده»و در انسان...
(نجات ص ٢٦٥-٢٦٧).
ابو البركات نفس را روحانية الحدوث ميداند(المعتبر ص ٣٧٥).
شيخ اشراق نفس را جسمانية الحدوث و روحانية البقاء ميداند.(از ش ص ٤٤٥، ٤٧٨،٢٥٠) بابا افضل در تعريف نفس گويد:بدان كه نفس جوهرى است زنده بذات خود،كننده بطبع،داننده بقوت.(مصنفات ج ١ ص رسالۀ ٢ ص ٢٦ و رجوع به ص ٢٥،١١٣ شود).
ناصر خسرو گويد:نفس جوهرى است بسيط و روحاني و زنده بذات و دانا است بقوت و فاعل بطبع و او صورتى است از صورتها عقل فعال.(جامع الحكمتين.ص ٨٩ و رجوع شود به شفا ج ١ ص ٢٧٨ و ٢٧٩،٢٨٩،٢٨٠).
قيصرى گويد:روح انسان را باعتبار تعلق آن ببدن و مديريت آن مر بدن را نفس گويند.
رجوع شود به(شرح قيصرى ص ٤١) در شرح كلمات بابا طاهرست كه:حقيقت نفس بواسطۀ علم ادراك نشود و بوجدان شناخته نگردد و حقيقت نفس عبارت از وجود مطلق است كه بواسطۀ نقائص نفس محجوب شده است و چنانكه وجود مطلق بعلم دانسته نمىشود بنحو جزئى،حقيقت نفس نيز بنحو كلى دانسته نخواهد شد و بلكه آثار نفس شناخته ميشود و اگر سالك شناساى نفس خود شود خواهد فهميد كه تعريف نفس ممكن نيست.
(شرح كلمات بابا ص ٧٩)