فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٤٦ - نكوهش از منطق
«نور الدين محمد بن شاه مرتضى بن محمد مؤمن بن شاه مرتضى»پسر برادرزاده فيض،«محمد باقر جابرى نائينى»،«قطب الدين محمد اشگورى لاهيجى»و«سيد نعمت الله جزائرى».
مهمترين كتاب اين فيلسوف كتاب «اسفار اربعه»است كه از امهات كتب فلسفى است و رسالهاى در منطق بدو نسبت دهند.
ديگر از فلاسفه بزرگ-ايران كه در علوم عقلى و منطق كتاب نوشتهاند و تحقيقات ارزندهاى دارند در حكمت الهى و منطق«حاج ملا هادى سبزوارى است (متولد ١٢٢١-وفات ١٢٨٩)»كه مجلس درس و بحث وى كعبۀ آمال دوستاران فلسفه و علوم عقلى بود و مردم از بلاد دور به«سبزوار»آمده و از محضر او كسب فيض ميكردند.وى مورد توجه پادشاه وقت«ناصر الدين شاه قاجار» قرار گرفته بود.اين پادشاه در بزرگداشت او كوتاهى نكرد.از تأليفات اوست:
«منظومهاى در فلسفه و منطق»،«اسرار الحكم»و رسائل متعدد ديگر.كتاب منظومه را خود شرح كرده است و شامل دو بخش است،يكى بخش حكمت و ديگر بخش منطق.مجموعۀ اصطلاحات منطقى را بطور خلاصه ايراد كرده است.
وى ابتدا از مبادى علوم و كلياتى مانند«النقيضان لا يجتمعان و لا يرتفعان» و«الدور و التسلسل باطلان»و«الضدان لا يجتمعان»ايراد كرده است و سپس اصول موضوعه و علوم متعارفه و تعاريف را با دقت خاصى مورد بحث قرار داده است واز همان ابتدا اصول منطق را با فلسفه درآميخته است.حتى در مسائل منطقى گاهى متوسل بذوق عرفانى شده است.
از جمله حكماء عصر حاجى:«حاج شيخ عبد النبى نورى»است،حكيم معروف ايران،ديگرى«افتخار طالقانى(متوفى ١٣٤٤)»و«ملا آقا مجتهدى دربندى».
فرزند حاجى ملا محمد نيز يكى از حكماى دورۀ قاجاريه است كه پس از فوت پدر حوزۀ درس و بحث را گرم نگهمىداشت.
نكوهش از منطق
ميدانيم كه از زمان يونان باستان كسانى مانند«اريسطون»از منطق و افكار ارسطو انتقاد كردند و گفتند كه منطق سد راه پيشرفتهاى علمى انسان است.رواقيان در روزگار روميان گفتند مباحث منطقى ارزش ندارد و موجب تباهى عمر است.در دورههاى ديگر نيز اشخاصى از منطق و مباحث آن نكوهش كردند.
در دوران اسلامى نيز عارفان و صوفيان با منطق و قواعد آن دشمنى كردند.متكلمان با آنكه خود از منطق بهرهها گرفتند،مباحث كلامى را براى درك حقيقت و نيل بسعادت بشرى كافى ميدانند و توسل باصول ارسطوئى را گمراهكننده اعلام ميدارند.البته فقها بطور كلى با علوم عقلى و فلسفى مخالفت كردهاند و كسانى را كه بدنبال علوم فلسفى ميرفتند متهم بالحاد و زندقه ميكردند و با آنكه علوم عقلى را مايۀ تباهى عمر ميدانستند،لكن در مباحث مربوط به اجتهاد و قضا،علم منطق را از لوازم و