فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٥٩ - مُغالَطَه
يك از آن دو متوقف بر ديگرى باشد و اين دور است.
بديهى است كه اين ايراد و دور فاسد است زيرا ابوت و بنوت همراه و مصاحب همديگرند نه بيكديگر و توقف ممتنع آن هنگام است كه هر يك از آن دو استوار بآن دگر باشد.
و در آن صورت است كه لازم آيد كه هر يك متقدم بر نفس خود بود و نيز متقدم بر چيزى بود كه متقدم بر او است و اما آنچه بعضى از اهل دانش گمان كردهاند كه تصور نمىشود كه دو امرى باشد كه هر يك بالضرورة همراه و مصاحب آن دگر باشد به قضيه متضايفين نقض ميشود زيرا در متضايفين وجود هر يك متصور نبود مگر بالضرورة با مصاحب و همراهى با وجود؟؟ن ديگر.
برهان او اين است كه هر يك از آن:
دو اگر بىنياز از آن دگر باشد لازم آيد كه وجود آن بدون وجود آن دگر درست باشد و هرگاه هر يك از آن دو را در وجود آن ديگر مدخليتى باشد لازم آيد كه هر يك از آن دو در وجود متوقف بر آن دگر باشد و اگر يكى از آن دو را در وجود آن دگر مدخل باشد لازم آيد كه آن يكى مقدم بر آن دگر باشد و مصاحب و همراهى در بين نباشد.
و چون اين برهان ممنوع و نقض شد ديگر نتواند برهانى بر رد آن اقامه كند وانگهى اين برهان عينا متوجه متضايفين شود هم در وجود خارجى آنها و هم در وجود تعقلى و ذهنى آن دو با هم و چه بسا ممكن است اين گوينده متضايفين را ازاين قاعده بيرون كرده باشد و حال آنكه از جمله مغالطات اين است كه قاعدۀ بسبب برهانى ثابت شود و از آن قاعده بدون دليل چيزى كه بحكم كليت قاعدۀ در تحت او قرار ميگيرد و از افراد آنست و نسبت برهان بآن و بغير آن يكسان است مستثنى شود.و غرض ما از ايراد اين گونه مباحث علمى همين امر است و اشاره باين امور است نه قدح و نقض تا اينكه دانسته شود كه در يك برهان دو مغلطه شده است.
و نيز غرض ما اين است كه پژوهنده آگاه شود كه ممكن است تصور دو امرى كه هر يك را در ديگرى مدخليتى باشد و تلازم آن دو تنها تلازم معيت باشد و چنين نيست كه هر چيزى كه در چيزى ديگر مدخليتى داشته باشد تقدم و عليت مطلقه داشته باشد و نيز از شرايط وجوب مصاحبت و معيت مدخليت نباشد.
و از جمله چيزهائى كه بسبب آن در قياسات غلط و خطا ميشود اين است مبناى امرى كه خاص و ويژه است بصورت معنى عام گرفته شود بدين منظور كه آن معنى خاص در امرى كه از جهتى مشارك با اوست جريان داده شود مانند آنكه كسى بگويد«سياهى بدان جهت كه رنگ است جامع بصر است»و بدين طريق حكم جامعيت بصر را به سپيدى نيز جريان دهد.
و گاهى غلط و خطا ناشى از اين ميشود كه امرى كه بالفعل است بجاى امر بالقوه گرفته شود و بر عكس چيزى كه بالقوه است بجاى بالفعل گرفته شود و يا هر يك از امور بالذات و يا بالعرض