فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٤٢ - ويژگيهاى مدينۀ تَغَلُّبيَّه
تغلبيه است كه باز مشمول همان مدينههاى- برشمرده شده مىشود.
بسيارى از مردم،همۀ اين مدينهها را تغلبيه مىنامند و البته شايستهتر به اين نام مدينهايست كه مردم آن همۀ اين امور را بخواهند از راه قهر و غلبه به دست آورند،خلاصه اينكه مدينههاى تغلبيه ازين نظر سه گونهاند.
يكى آنكه يك فرد آن طالب قهر و غلبت باشد و همۀ مردم براى آن يك تن كار كنند.دوم مدينهاى كه نيم مردمش خواستار قهر و غلبه باشند.سوم مدينهاى كه همۀ مردمش طالب قهر و غلبهاند.
و به هر حال مردم اين گونه مدينهها قهر و غلبت را به عنوان اينكه مطلوب ذاتى باشد طالب نمىباشند و بلكه هدف و خواست آنان از قهر و غلبت امرى ديگر است،و مدينههاى ديگر نيز وجود دارد كه هدف آنان علاوه بر رسيدن به اين امور خود قهر و غلبه هم هست.
اما در باب نوع اول از اين گونه مدينهها كه قصد مردم آن صرفا غلبه است به هر نحو كه پيش آيد و در هر چه باشد گاه اتفاق مىافتد كه افراد آن، بدون اينكه سودى عايد آنان شود،به افراد زيان مىرسانند،مثل اينكه افرادى را به قهر و غلبه به قتل مىرسانند،بدون اينكه سودى به آنها برسد،صرفا براى لذتى كه ازين كار مىبرند.و چه بسا براى خاطر چيزهاى بىارزش اقدام به جنگ و قتل و قهر و غلبه مىنمايند.درين مورد حكايات و داستانهائى از اقوام تازى وجود دارد.اما در باب نوع دوم از اين گونه مدينهها بايد گفت چون قهر و غلبه را براى خاطر رسيدن به امور مادى دوست دارند و براى رسيدن به امورى كه مطلوب آنان است اقدام به آن مىنمايند يعنى امورى كه به نزد آنان خوب و عالى شناخته شده است،بنا بر اين هرگاه بدون اعمال زور و قهر بتوانند به مطلوب خود برسند ديگر اعمال زور نمىكنند.
و اما در باب نوع سوم از مدينههاى تغلبيه بايد گفت كه نه به كسى زيان مىرسانند و نه اقدام به قتل مىكنند مگر در آن گاه كه بدانند رسيدن به يكى از امورى كه به نزد آنان شريف محسوب مىشود ازين راه به دست مىآيد،و بنا بر اين هرگاه بدون توسل به زور و قهر و غلبه مقصود آنان برآورده شود مانند اينكه گنجى بيابند يا اينكه از ناحيۀ غير آنچه را مىخواهند به آنان بخشش شود و يا به نحوى ديگر از ناحيۀ اشخاص بتوانند بدون قهر و غلبه به خواست خود برسند نمىپذيرند و تصرف در آن نمىكنند.
اين گونه افراد را ارباب همت و غرور مىنامند.
مردم نوع اول از اين گونه مدينهها از اموال مغلوبين خود تنها به رفع حوائج ضرورى خود اكتفا مىنمايند،و گاه باشد كه مبارزه و كوششهاى عظيمى در راه به دست آوردن نفعى و يا مالى كه از آن محروماند مبذول مىدارند و درين باب اصرار مىورزند،و هنگامى كه بدانها دست يافتند و در حيطۀ قدرت آنان در آمد به نحوى كه كاملا در تحت نفوذ و حكم