فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٨٩ - متكلمان و اصحاب فقه و حديث
ترتيب در فلسفۀ اسلامى دستهاى كه با اصول عقلى و فلسفه به دشمنى و مبارزه برخاستند اشعريان بودند.
لاهيجى گويد:اماميه در طول تاريخ آن طور كه ديگران با فلسفه دشمنى كردند با بنا و اساس كار فلسفه و استدلالات منطقى دشمنى نورزيدند و بلكه خود موافق با استدلالات فلسفى بودند و آن را مايۀ سعادت بشرى ميدانستند و معتقد بودند كه اساس دين اسلام بر عقل و فلسفه است و بسيارى از اصول دين و كلمات ائمه معصومين و صاحب شريعت همان اصول عقلى و فلسفى است و خيلى برتر و بالاتر از اصول فلسفۀ يونانى است و احيانا گفته ميشد فلسفۀ يونان به همان هدف رسيده است كه دين اسلام رسيده است.
موافقت اماميه با معتزله در بسيارى از مسائل كلامى بر همين اساس است كه معتزله عقل را ملاك قرار ميدهند و استدلالات فلسفى را بكار مىبندند و اصول و فروع را مبرهن ميدارند بدان سان كه همۀ عقول،آن را مىپذيرد».
متكلمان و اصحاب فقه و حديث
بطور كلى ميدانيم كه علم كلام نخست از نظر اصحاب فقه و حديث امرى نامطلوب و مخالف با روح شريعت محسوب ميشد و اصحاب فقه و حديث اصول عقلى و استدلالات فلسفى را نارسا و احيانا بدعت و حرام ميدانستند و بر اين بودند كه مسائل شرعى اعم از اصول و فروع تعبدى است و بايد بهمان صورت كه بنيانگذار شريعت فرموده است پذيرفتهشود و چون و چرائى در فلسفۀ و علت تشريع آن نشود.
با اين وصف چنانكه خواهيم ديد از همان گام نخست و حتى در زمان حضرت رسول(ص)شبهات و شكوك بسيارى وارد در اصول و فروع دين شد و پاسخهائى بوسيلۀ پيامبر گرامى بدانها داده ميشد و يا احيانا اصحاب آن حضرت در مقام رد شبهات و پاسخگوئى برمىآمدند و البته قسمت مهمى از اين خلاف و اختلاف بمنظور بررسى و حل آيات و اخبار متشابه است.
كه احتياج بتأويل و تفسير دارد،به اين بيان كه قسمتى از آيات قرآن و اخبار نبوى يا ابهام دارد و يا اجمال و يا از لحاظ مفاد و معنى ذو جهتين يا ذو وجوه است كه دانشمندان دين بعدها در مقام فهم آن برآمدند و هر كس مطابق فهم و ذوق و سليقۀ خود آنها را تأويل و تفسير كرد.
بسيارى از اين آيات و اخبار در مورد مسائل اصولى و مربوط به اعتقادات است و قسمتى از آنها مربوط به فروع و احكام است و قسمتى در مورد خلقت جهان آفرينش يا توحيد ذات و صفات است كه در تفسير و تأويل آنها نياز كامل به منطق و فلسفه و ذوق هست.
اينك چند آيت از قرآن از باب مثال ذكر ميشود:
«إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ» و «الَّذِي خَلَقَ فَسَوّٰى. وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدىٰ» و «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ. وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ. وَ إِذَا الْجِبٰالُ