فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٣٩٦ - فُتُوَّت
وقت فيؤخره الى وقت ثان».
(طبقات ص ٢١٠) و گرفتار شدن و اسير معشوق شدن:
تا دلم فتنه بر جمال تو شد
بندۀ حسن ذو الجلال تو شد
اى عزيز آن كسى كه روى تو ديد
چه شگرف ار كه در هواى تو شد
فُتُوَّت
-(اصطلاح عرفانى)فتوت يعنى جوانمردى و در اصطلاح عبارت از ايثار است كه غير را بر نفس خود ايثار كند و اول آن ايثار.بجاه است و اعلا درجۀ آن ايثار بنفس است،بآنكه در امر غير سعى كند و او را بر خود برترى دهد و آنكه معذور دارد خلق را از زلات و لغزشها.
«الفتوة احتقار النفس و تعظيم حرمة المسلمين».
(طبقات ص ٤٣٦).
و گفتهاند:
«الفتوة الصفح عن عثرات الاخوان» كه لغزشهاى آنان را نديده انگارد.
«الفتوة حسن الخلق و بذل المعروف» (طبقات ص ٥٠٦) «الفتوة حسن الخلق مع من تبغضه و بذل المال لمن تكرهه و حسن الصحبة مع من ينفر قلبك منه» جنيد گويد:
«الفتوة اسقاط الرؤية و ترك النسبة» (طبقات ص ١١٧) و گفتهاند:
«الفتوة رؤية فضل الناس بنقصانك» (طبقات ص ٦١) جامى گويد: بت خود را بشكن خوار و ذليل نامور شو بفتوت چون خليل
بت تو نفس هواپرور تست كه بصد گونه خطا رهبر تست
بسط كن بر همه كس خان كرم بذل كن بر همه هميان و درم
گر براهيمى اگر زردشتى روى در هم مكش از هم پشتى
بازكش پاى ز آزار همه دست بگشاى بايثار همه
هر چه بدهى بكسى باز مجوى دل ز انديشۀ آن پاك بشوى
ابو حفص گويد:
«الفتوة عندى اداء الانصاف و ترك مطالبة الانصاف» معروف گويد:
(طبقات ص ١١٧) «للفتيان علامات ثلاث:وفاء بلا خلاف و مدح بلا جود و عطاء بلا سئوال» (طبقات ص ٨٩) شاه كرمانى گويد:
«الفتوح من طباع الاحرار و اللؤم من الانذال» (طبقات ص ١٩٣) و گفتهاند:
«الفتوة ان تنصف غيرك»كه با ديگران انصاف كنى.
فتوت آن باشد كه براى خود فضل و مزيتى نه بينى و آن را سه درجه است:
١-ترك خصومت و تغافل از زلت ديگران.
٢-احسان در مقابل بدى.
٣-فتوت را نفس كه غير خدا را نبيند و كارهاى خود را براى اجر و مزدى