اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤ - ٢٨- ٢٩- ركوع و سجدههاى طولانى پرهيزگاران
چنين گويند: «ظُهُورُكُم ثَقيلةٌ مِنْ اوزارِكم فَخَففوا عنها بِطولِ سُجُودِكم»: [١] «پشتهاى شما از گناهان و اعمالى كه وزر و وبال است، سنگين شده، پس با طول سجدههايتان از آنها بكاهيد».
از اين روايات استفاده مىشود كه در نماز و عبادت خلوص و توجه لازم است، اصل عبادت حضور قلب است، نمازى كه با گفتن تكبيرة الاحرام، طوفان افكار و تندباد انديشهها ذهن را مشوش كند، ميوهاى است كه به جز پوسته، بهرهاى ندارد. اين چه نماز و حضور قلبى است كه در آن گمشدهها و فراموش شدهها را پيدا كرده و به ذهن مىآوريم! اين نماز گرچه اداء وظيفه و تكليف است ولى در مقبول بودنش جاى حرف است. اداء وظيفه تا نماز مقبول بسيار فاصله دارد. چه بسيار نمازهاى ما كه صحيح است ولى مقبول نيست! ظاهراً با تمام اركان و اجزاء و شرايط است ولى پوستهاى زيبا است كه مغزى در درون ندارد. نماز مىخوانيم و مىگوئيم چرا در خود تغييرى نمىبينيم، در حالى كه نمىدانيم نماز مؤثر و نمازى كه ما را از فحشاء و منكر دور مىكند و به خدا نزديك مىكند، نماز با لبّ و مغز است! الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ [٢]
آيا نمازى كه آلوده به ريا است، نماز است! آيا نمازى كه به دنبال آن مىگويد عَجَب نمازى خواندم، عجب ركوعى، عجب خلوصى، نماز است! منشاء اين عَجَبْها، عُجْبْ است.
آيا نماز ما نمازى است كه در روايت فرمود همچون نهرى است كه روزى پنج مرتبه خود را در آن شستشو مىدهيد و مسلماً اگر كثافتى در بدن شما بود مرتفع مىشود. «قال الصادق (عليه السلام):
لَوْ كانَ عَلى بابِ احَدِكُم نهرٌ فَاغتَسَل منه كلَّ يوم خَمْسَ مَرّات هَلْ كانَ يَبقى على جَسَده مِنَ الدَّرَن شىءٌ؟ انَّما مَثَلُ الصّلاةِ مَثَلُ النَّهرِ الّذى
[١]. الرسائل، جلد ٤، صفحه ٢٢٧.
[٢]. سوره عنكبوت، آيه ٤٥ ..