اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - نكاتى در مورد علم و جهل
انسان ايجاد مىكند، به اين حالت «حميت» گويند. در كتاب التحقيق فى كلمات القرآن الحكيم، نيز آمده كه: «حميت» به معنى شدت حرارت و علاقه و تعصب در دفاع از خود و تكبر و خود برتربينى است. [١]
اين آيه از آياتى است كه در جريان صلح حديبيه نازل شده است، توضيح اينكه در سال ششم هجرت كه پيامبر (صلى الله عليه وآله) به قصد عمره آماده زيارت خانه خدا شد، مشركان مكه مانع ورود پيامبر (صلى الله عليه وآله) و مسلمانان به مكه شدند، و تعصب جاهليت به آنان اجازه نداد كه حتّى قوانين مسلّم خود را، داير به آزادى زيارت خانه خدا براى همگان محترم شمارند، آنها با اين عمل، هم احترام خانه خدا و هم سنتهاى خويش را زير پاگذاردند.
اضافه «حميت» به «جاهليت» از قبيل به اصطلاح اضافه «مسبب» به «سبب» است؛ زيرا هميشه تعصبها و لجاجتها و خشمهاى آتشين از جهل برمىخيزد، زيرا فرصت عاقبتانديشى
را نداده و اجازه نمىدهد، كه انسان فكركند شايد اشتباه مىكند!
على (عليه السلام) مىفرمايند:
«العِلْمُ اصْلُ كلِّ خير ... و الجهلُ اصلُ كُلّ شَرّه»:
«علم ريشه هر خير، و جهل ريشه هر شرّى است». [٢]
١١- جهل عامل تقليد كوركورانه است.
إِذْ قَالَ لِابِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِى أَنْتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ- قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ- قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَال مُّبِين: «به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم (عليه السلام) به پدرش (عمويش آزر) و قوم او گفت: اين مجسمههاى بىروحى را كه شما پيوسته پرستش مىكنيد، چيست؟ گفتند: ما پدران خود را ديديم كه آنها را عبادت مىكنند. گفت: مسلماً شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى
[١]. «هى شدة الحرارة و العلاقة و التعصب فى الدفاع عن نفسه و التعفف و الترفّع» (ماده حمى).
[٢]. غرر الحكم، صفحه ٢٠ و ٢١ ..