اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣ - كارآئى و نقش بردبارى
دستهاند:
١- مخالفانى كه فهميده با برنامهريزى و تمام قدرت به مخالفت برمىخيزند.
٢- نادانان و ناآگاهانى كه از روى جهالت به مقابله برمىخيزند.
اما دسته دوم اگر عكس العمل منفى نشان مىدهند و اگر به روى طبيب تيغ مىكشند، و در برابر هدايت كننده، چراغ هدايت مىشكنند، بايد در برابر آنها نرمش نشان داد، مقابله به مثل سبب نابودى برنامههاى تعليم و تربيت است، مبلّغين بايد بدانند كه اين راه، حلم و علم مىطلبد، اگر براى خدا تبليغ مىكنيد، در برابر نادانانى كه جلو تبليغ شما را مىگيرند، حلم به خرج دهيد، مگر بزرگترين مبلّغ بشريت، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) نبود كه انبوه دشمن در احُد دور او را گرفته، پيشانى و دندان او را شكسته، و خون صورت او را گرفته بود، و مىفرمود:
«اللّهم اهْدِ قَومى فَانَّهُم لا يَعْلَمُون»
او هرگز نفرين نكرد، بلكه مىگفت: «خدايا آنها را هدايت و فروغ خود را در دل آنها بيفكن».
تاريخ فتح مكّه بسيار دقائق و ريزهكارى دارد، بخوانيد و ببينيد با چه حلم و حوصلهاى اين شهر را گرفت، و چگونه با فرمان عفو عمومى قلبها را تسخير و به زير نفوذ الله كشيد، دشمنان توقع داشتند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) حمام خون راه اندازد، و حتى بعضى از پرچمداران سپاه اسلام در آن روز رو به سوى ابوسفيان كرده و شعار (اليومُ يَومُ المَلْحَمَة اليَومُ تسبى الحُرمة اليومُ اذَلّ اللّهُ قُرَيشا) سردادند يعنى «امروز روز درگيرى شديد و انتقام است، روز از بين رفتن احترام نفوس و اموال دشمنان و روز ذلّت و خوارى قريش است» ولى همه ديدند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) در وقت انتقام فرمود: (اذهبوا انتم الطلقاء) «برويد كه شما آزاديد»، همه را مشمول عفو قرار داد، حتى رو به ابوسفيان كرده و شعار انتقامجويانه را به شعار محبتآميز بدل كرد (اليَومُ يَومَ المَرْحَمَة اليومُ اعَزَّ اللّه قُرَيشا) [١] و حتى به آنها اين جمله پرمعنا را فرمود و رحمت و
[١]. بحار الانوار، جلد ٢١، صفحه ١٠٩؛ به نقل از تفسيرنمونه، جلد ٢٠، صفحه ٢٨٢ ..