اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٨ - ٧٠- سهولت در برخوردها
چند ماهه مىرود و بازمىگردد و خود را مقيد به اين قيود و آداب زائد نكرده است.
انسان پرهيزكار در معامله با مرد آسان مىگيرد، در قرض دادن و كارهاى خير ديگر سختگيرى نمىكند، در گرفتن طلب و قرض خود شدت به خرج نمىدهد، در مسائل ازدواج بسيار راحت برخورد مىكند، و از تنگ نظرى به دور است نه خود را به زحمت مىاندازد و نه ديگران را به دردسر.
و همين نيك نفسى و خوش حسابى با مردم موجب مىشود، كه رحمت الهى بر او نازل شده و خداوند نيز با او همانگونه محاسبه كند.
براى اين كه سهل الامر بودن و در مقابل آن سختگير بودن روشن شود، حديثى را از تفسير برهان كه در ذيل آيه ٢١ سوره رعد وارد شده است نقل مىكنيم، خداوند در آيه ١٨ همين سوره در مورد كسانى كه دعوت حق را اجابت نكردند مىفرمايد: أُوْلَئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ: «براى آنها حساب سخت و جايگاهشان جهنم است كه بسيار بد جايگاهى است».
و در آيه ٢١ همان سوره درباره كسانى كه دستورات خداوند را عمل كرده و خاشع شدند مىفرمايد: يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ: «از سختى و بدى حساب مىترسند».
حمّاد بن عثمان گفت: مردى بر امام صادق (عليه السلام) وارد شد و از يكى از اصحاب او شكايت كرد، در همان موقع آن مردى كه از اصحاب بود، سررسيد، حضرت به او فرمودند: چرا فلانى از تو شكايت مىكند! گفت چون تمام حقّم را از او مىخواهم بگيرم (تا دينار آخر را مىخواهم در سر وقت بگيرم) حضرت با حالت غضب نشستند و فرمودند: تو گمان مىكنى وقتى تا آخرين حقّت را گرفتى بدى نكردهاى، و كار سوئى انجام ندادهاى! آيا نديدهاى قول خداوند را كه از قول افراد نيك حكايت مىكند: يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ: آيا فكر
مىكنى از خدا مىترسند كه ظلم بر آنها روا دارد، نه به خدا قسم نمىترسند مگر از اين كه خداوند تا آخرين چيز آنها را