اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٤ - ٦٨- پرهيزگاران و قناعت طبع
نفسانى، ثروت، ملك) صورت بگيرد، ريشه طمع و شهوت و هواهاى نفسانى قطع شده، و با آسايش خاطر و راحتى تن و دل مىتوان توجه كامل به عالم روحانيت و لقاء محبوب پيدا كرد.
در روايت است كه طالب علم و طالب مال سير نمىشود، طالب مال دنيا اگر تمام دنيا را نيز به دست آورد سير نمىشود، زيرا علاقه قلبى او نامحدود و دنيا با همه گستردگى محدود است، طالب دنيا پس از دارا شدن تمام دنيا، مىبايد باز به همان مقدار قناعت كرده و حرص و طمع خود را محدود نمايد. پس چه بهتر است كه اين امر (قناعت) در همان مرحله اول صورت گرفته، و پس از به دست آوردن حداقل وسائل زندگى حرص و طمع و شهوت و علاقه خود را محدود كرده و از فعاليت بيجا و زحمت و مشقت بىنتيجه خوددارى نموده و خود را مبتلا و گرفتار نسازد.
|
در سر نه هواى مال و جاهى دارم |
در دل نه غم زر و سپاهى دارم |
|
|
صاحب نظرى توجهى گر بكند |
چون آينه چشم يك نگاهى دارم [١] |
در همان كتاب از رسول گرامى (صلى الله عليه و آله) نقل مىكند كه فرمودند:
«القناعةَ مُلكٌ لا يزول و هى مَركَبُ رِضَى اللّه تعالى تحمِلُ صاحِبَها الى داره فَأحسِنْ التوكّل فيما لم تُعطَ و الرّضا بِما اعْطيت و اصبِر على ما أصابَك فانّ ذلك مِنْ عزمِ الامور».
«قناعت سلطنتى است كه از بين نمىرود و مركب رضايت خداوند است كه صاحبش را به خانه خدا سوق مىدهد، پس توكل خود را به خدا در آنچه به تو داده نشده، نيكو
گردان و راضى به آنچه داده شدهاى باش و بر آنچه به تو مىرسد، صبر كن، زيرا علامت محكم بودن و جدى بودن است». [٢]
|
يكى گربه در خانه زال بود |
كه برگشته ايام و بد حال بود |
[١]. همان مدرك، صفحه ١٢٧.
[٢]. همان مدرك، صفحه ١٢٨ ..