اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - عوامل غفلت
نمىشود بيدارت كرد!
٤- علم- گاهى علم مايه غفلت مىشود چنانكه بسيارى از عالمان را مىبينيم كه در پست طبيب و مهندس و غيره به
كار مشغولند، و چه جنايتهائى از روى غفلت مىكنند، چه بسيارند «بلعم باعوراها» كه علمشان موجب هلاكتشان شد، پس مواظب باش علم تو را به زمين نزند.
٥- سرگرميهاى ناسالم- سرگرميهاى ناسالم كه انسان را از خدا دور مىكند، از عوامل غفلتزا و دورى از خداوند است، بسيارى از سرگرميهاى امروز كه براى پر كردن وقت جوانان فراهم شده و حتى فرصتى براى توجه به مبدأ حقيقى عالم براى آنها باقى نگذارده، حتى وقتى براى سر و سامان دادن به زندگىهاى آنها باقى نگذارده و آنها در سرگرمى محض به سر مىبرند و انسانيت آنها زير سؤال رفته است!
٦- سلامت انسان- گاهى سلامتى موجب غفلت و مستى انسان است، گويا فردى يله و رها و مختار على الاطلاق در اين عالم است و فكر مىكند، دائماً اين سلامتى و نشاط براى او هست، در حالى كه اگر در حال انسانهائى كه اين گوهر را از دست دادهاند، و بر روى تخت بيمارستانها خوابيدهاند، يا افراد پيرى كه گوشه گوشه جسم آنها دچار بيمارى شده، نظر كند، از سلامت بخش عالم وجود، غفلت نمىكند، و دائماً در شكر او به سر مىبرد.
٧- دوستان ناباب- از مؤثرترين عوامل غفلت، نشست و برخاست با دوستان ناباب و اهل غفلت است، اين معاشرت به جز غفلت ثمرى ندارد، و اين عمل نخستين گام بدبختى و شقاوت است پس تا زود است حساب خود را از آنها جدا كن كه فردا دير است.
٨- عبادت بدون تفكّر- گاهى عبادت بدون تفكّر و بدون هدف موجب غرور و غفلت شخص است و چه بسا در ذكر است ولى مذكور (يعنى ذكر شده و خداوند) را فراموش كرده، به لفظ بسنده كرده و از معنا غافل است، اين عبادت جز هسته بى