اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - ٤٨- ميانهروى در حال غنا
دارى و خدا مىرساند، جوانمردى در بخشش است، [١] از زيادهطلبى و حرص خود با قناعت انتقام كش، چنانكه از دشمن خود با قصاص انتقام مىگيرى! [٢]
در روايتى از امام باقر (عليه السلام) آمده كه على (عليه السلام) نامرغوبترين خرما را مىخورد، و سپس آب روى آن مىآشاميد و سپس دست روى شكم خود مىزد و مىفرمود:
مَنْ ادخل بطنُه النار فَابعده ثمّ تَمَثّل.
|
فانّك مهما تعط بطنك بسؤلَه |
و فرجَك نالا منتهى الذّمِ أجْمَعا |
كسى كه شكمش او را داخل آتش كند (يا آتش داخل شكمش كند) خداوند او را دور مىكند، سپس اين شعر را خواندند: هر وقت خواهش و درخواست شكم و فرج خود را برآوردى و اجابت نمودى، اين دو (شكم و فرج) به نهايت پستى خود رسيدهاند. [٣]
برادرم! سعى كن هرگز بواسطه اسراف در مورد شكم و فرج خود جهنمى نشوى، و هرگز براى بىنيازى، تلاش مكن، تا ثروت اندوزى، كه امور به دست ديگرى است، و آن كه همه كار به دست او است، فرموده بىنيازى و ثروت در قناعت است!
در روايت است كه خداوند متعال به حضرت داود (عليه السلام) وحى رساند كه
«وَضَعْتَ الغِنى فى القَناعة و هم يَطْلُبُونَهُ فى كثرةِ العمال فلا يَجدونَه»:
«ثروت را در قناعت قرار دادم و آنها در زيادى ثروت جستجو و طلب مىكنند و هرگز نمىيابند آن را». [٤]
در روايتى از مولى (عليه السلام) چنين آمده:
«طلبتُ الغِنى فَما وَجَدتُ الّا بالقناعة، عليكم بالقَناعة تَستَغْنُوا»:
ثروت را طلب كردم نيافتم مگر به قناعت، بر شما است قناعت، تا
[١]. بحار الانوار، جلد ٧٨، صفحه ١١.
[٢]. غرر الحكم مولى على (عليه السلام).
[٣]. كنز العمّال، خبر ٨٧٤١ (اين حديث چند روايت اخير در جلد ٨ ميزان الحكمه، صفحه ٢٨٠- ٢٧٩ آمده است).
[٤]. بحار الانوار، جلد ٧٨، صفحه ٤٥٣ ..