اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨ - ٤٨- ميانهروى در حال غنا
به ارمغان مىآورد.
گويند پانصد هزار دلار در شبانهروز مخارج يك دلال اسلحه بود، وقتى در طرفى از دنيا چنين است جاى تعجب نيست، در اتيوپى و جنوب سودان گروه گروه از گرسنگى بميرند.
آمار رسمى نشان مىدهد در عرض سال هزاران نفر در اثر گرسنگى مىميرند، و در طرفى ميليونها تن مواد غذائى براى اينكه نرخ بشكند به دريا ريخته مىشود! واقعاً اين مسرفين و مبذّرين اگر خود شيطان نباشند برادر او هستند. [١]
مرحوم خوئى در شرح خود در ذيل اين فراز دو احتمال داده است:
١- اين كه مراد ميانهروى در طلب مال و تحصيل ثروت باشد، يعنى در كسب مال و طلب روزى از ميانه روى تجاوز نمىكند به حيثى كه فرائض و واجبات او ترك شود، چنانكه در فرزندان و بندگان دنيا مشاهده مىشود (از بس عشق به جمع آورى مال دارد از مسجد و نماز جماعت و چه بسا نماز واجب مىماند).
٢- مراد اين باشد كه با اينكه بى نياز است، ميانهروى در حركات و سكنات و مصارف مالش بلكه جميع افعالش دارد، يعنى اينكه توانگرى او موجب طغيان و خروج از حد اعتدال و تجاوز از حدّ نمىشود، چنانكه خداوند متعال فرمود: إِنَّ الْانسَانَ لَيَطْغَى- أَنْ رَّآهُ اسْتَغْنَى: «انسان طغيان مىكند اگر ببيند كه بى نياز شده است». [٢]
آرى پرهيزگار مسلك قناعت برگزيده و از اسراف و تبذير و بخل به دور است، نه آن قدر ولخرجى مىكند كه مسرف و مبذّر شود، و نه سخت مىگيرد كه در زمره بخلاء داخل شود.
در روايتى از امام حسن عسكرى (عليه السلام) آمده:
«للاقتصاد مقداراً فَانْ زاد عليه فهو
[١]. براى فرق بين اسراف و تبذير و مطالب بيشتر به ذيل فراز «ملبسهم الاقتصاد» رجوع كنيد.
[٢]. سوره علق، آيه ٧ و ٦ ..