اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٨ - ٤٦- پرهيزگاران در كسب دانش حريصند
و پشت سر او منشين و با گوشه چشم به او نظر ميفكن و با دست خود به او اشاره نكن، (كه بى احترامى به او است) و زياد نگو فلانى و فلانى برعكس قول شما گفتهاند، و با زياد صحبت كردن او را ناراحت كن، زيرا مثل عالم و دانشمند مثل درخت خرمائى است كه انتظار كشيده مىشود چه موقع از آن رطبى فرو افتد». [١] يعنى او بايد افاضه كند نه با سؤال كردن مرتب او را رنج دهى!
٢- وجوب عمل بر طبق علم- از امور بسيار مهم كه بر عالم لازم است، عمل كردن بر طبق علم خود است چنانكه اين بر غير عالم هم لازم است ولى براى عالم مؤكد است، و از اين رو خداوند ثواب زنهاى پيامبر (صلى الله عليه و آله) را كه مطيع باشند، دو برابر و عقوبت آنها را در صورت عصيان نيز دو برابر قرار داده است.
مولاى متقيان در روايتى از پيامبر نقل كردند كه: «علماء دو دستهاند:
١- دستهاى كه علم و آگاهى خود را بكار گرفته و برطبق آن عمل مىكنند، و اينها اهل نجاتند.
٢- و دستهاى كه بر طبق علم خود عمل نمىكنند، اين گروه دچار هلاكت و نابودى شده و اهل جهنم هستند. از بوى عالمى كه علم خود را رها كرده، و به مرحله عمل نرسيده، متأذى و ناراحتند، و سختترين اهل جهنم و آتش از نظر ندامت و حسرت شخصى است كه بندهاى را به طرف خدا دعوت كند و دعوت او نيز مؤثر افتد و آن بنده در صراط مستقيم قرار گيرد و سرانجام خداوند او را به بهشت داخل كند ولى اين
شخص را كه دعوت كننده بوده، بواسطه ترك عمل و پيروى هواى نفس و طولانى بودن آرزويش به آتش انداخته است». [٢]
در روايت است كه «زمامدار ظالم و عالم فاجر، شديدترين مردم از نظر
[١]. بحار الانوار، جلد ٢، صفحه ٤٣- ميزان الحكمه، جلد ٦، صفحه ٤٨٨، بعضى از روايت را آورده و در مقدمه معالم هم با كمى اختلاف نسخه نقل كرده است.
[٢]. منية المريد، صفحه ٣٦- كافى، جلد ١، صفحه ٥٥ ..