اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٧ - ٤٦- پرهيزگاران در كسب دانش حريصند
است پر از بىسواد
باشد، مملكت اسلامى مملكتى است كه بايد اهل مطالعه و همه جا كتابخانه و مبارزه با بيسوادى و همه جا مدرسه و مكان مبارزه با جهل باشد، بحث از علم مجال وسيعى مىطلبد، كه از حوصله كنونى خارج است [١] و در پايان اين فراز دو نكته بسيار مهم را متذكر مىشويم:
١- حقوق معلّم بر متعلّم- از حقوق واجب الاتباع و لازم المراعات حق معلم است، اين پدر روحانى كه بسيار بر پدر جسمانى فضيلت دارد و او اگر وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهد، معبود و مولاى متعلم مىشود چنان كه منسوب به على (عليه السلام) است كه فرمود:
«مَنْ عَلّمنى حرفا فقد صيّرنى عبداً»:
«كسى كه مرا حرفى تعليم دهد مرا عبد و بنده خود كرده است»، و نيز درباره معلم بزرگ خود فرمود:
«انا عبد من عبيد محمد»؛
«من بندهاى از بندگان محمد (صلى الله عليه وآله) هستم».
رعايت حق معلم از وظايف بزرگى است كه شارع مقدس بر دوش ما گذارده است، حال به سخنان على (عليه السلام) اين مولاى بزرگوار و شاگرد مكتب رسول الله (صلى الله عليه وآله) گوش فرا ده كه چگونه تعليم مىدهد:
امام صادق (عليه السلام) در روايتى از على (عليه السلام) نقل مىكنند كه مولى بسيار مىفرمودند:
«انّ مِنْ حَقَّ العالم انْ لا تكثِرْ عليه السُّؤال و لا تأخُذ بِثَوبِه و اذا دخلتَ عليه و عنده قوم فَسَلّم عليهم جميعاً و خَصَّهُ بالتحية دونهم و اجلس بين يديه و لا تجلس خلفَه و لا تُغمِضْ بعينيك و لا تُشِرْ بِيَدِك و لا تُكثِر مِن قول: قال فلانٌ و فلانٌ خلافاً لقوله و لا تَضْحر بطول صحبته فانّما مثل العالم مَثَلُ النحلة يُنْتَظَرُ بها متى يسقط عليك منها شىء:
«از حق عالم بر تو اين است كه زياد از او سؤال نكنى و لباس او را نگيرى و اگر بر مجلس عالم وارد شدى و نزد او عدهاى بودند سلام بر همه آنها كن و سلام و درود ويژه خود را به آن عالم
تقديم نما و براى نشستن، جايگاهى را در برابر او انتخاب كن
[١]. در مورد علم مىتوانيد به كتاب الحياة، جلد ٢، صفحه ٢٦٧ به بعد و ميزان الحكمه، جلد ٦، صفحه ٤٤٥ به بعد و كتاب منية المريد شهيد ثانى مراجعه نمائيد ..