اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - نكاتى در مورد علم و جهل
پيكار با پادشاه ظالمى به نام جالوت اعلام كردند، و تقاضا نمودند، رهبر و فرماندهى براى آنان برگزيند تا با جالوت پيكار كنند، آن پيامبر طالوت را معرفى كرد، آنها اعتراض كردند كه چگونه او بر ما فرماندهى
كند، در حالى كه ثروت زيادى ندارد، پيامبر آنها فهميد كه آنها ملاك و شرايط فرماندهى را اشتباه گرفتهاند، از اين رو چنين فرمود:
(قَالَ إِنَّ اللهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللهُ يُؤْتِى مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ):
«گفت: خداوند او را بر شما برگزيده، و علم و قدرت جسمى او را وسعت بخشيده و خداوند ملكش را به هر كس بخواهد (و لايق بداند) مىبخشد، و خداوند احسانش وسيع و (از شايستگيهاى افراد) آگاه است.» [١]
از اين آيه روشن شد كه علم و معرفت از اساسىترين شرائط مديريت است و «اشموئيل» پيامبر بنىاسرائيل وقتى «طالوت» را ملاقات نمود در حالى كه روستازاده بود و در يكى از دهكدهها در ساحل رودخانهاى به صورت گمنام مىزيست، و چهارپايان پدر را به چرا مىبرد، و كشاورزى مىكرد، قلب او را آگاه و جسم او را نيرومند يافت، او را به عنوان فرمانده و مدير لشكر معرفى كرد؛ و توجهى به معيارهاى خون، ثروت و اسم و رسم و پدر و مادر و فاميل كه مورد توجه سران بنىاسرائيل بود نكرد.
در حديث بسيار جالبى از امام صادق (عليه السلام) مىخوانيم:
«المُلُوكُ حُكّامٌ عَلَى النّاسِ وَ العُلَماءُ حُكّامٌ عَلَى المُلوك»:
«زمامداران بر مردم حكومت مىكنند، و دانشمندان بر زمامداران.» [٢]
٦- علم سرچشمه ايمان است.
در قرآن آياتى مىبينيم كه روشنگر رابطه علم و ايمان و پيوند مستحكم اين دو است، به عنوان نمونه به چند آيه اشاره مىكنيم: وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُ
[١]. سوره بقره، آيه ٢٤٧.
[٢]. بحار الانوار، جلد ١، صفحه ١٨٣ ..