اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧ - ٩٥- كسى را با لقب زشت نمىخواند
كارهاى زشت نهى كرد. [١]
و گفتهاند «وَلا نِساءٌ مِنْ نِساء»: «گروهى از زنان، زنانِ ديگر را مسخره نكنند» درباره «ام سَلَمِه» نازل گرديد كه بعضى از همسران پيامبر (صلى الله عليه وآله) او را به خاطر لباس مخصوصى كه پوشيده بود، يا به خاطر كوتاهى قدش مسخره كردند، آيه نازل شد و آنها را از اين عمل بازداشت. [٢]
نكته قابل ذكر اين كه «تَنابُزوا بالالقاب» امروزه خصوصاً نسبت به غيرعرب در لقب تنها نيست، بلكه هر اسم خواه به صورت لقب يا غيرلقب، اگر اراده مسخره و سرزنش و كوچك شمردن از آن شد، نكوهيده و مبغوض خداوند است.
در آيه فوق خداوند به سه حكم در زمينه اخلاق اجتماعى اشاره كرده است، مسخره نكردن، عيبجوئى نكردن، صدا نزدن به القاب زشت).
قرآن كتابى است كه آمده تا فرهنگ جامعه اسلامى را براساس معيارهاى اخلاقى پىريزى كند، در اين آيه خداوند به سه ريشه از ريشههاى اختلاف پرداخته، تا با قطع آنها اختلافات نيز برچيده شود و درگيرى و نزاع پايان پذيرد.
خداوند در اين آيه سه عامل مهم جنگ و نزاع را شمرده و در آيه ديگر كه مورد بحث ما نيست نيز به سه عامل ديگر (گمان بد، تجسس، و غيبت) اشاره كرده است.
در مورد
«تَنابُزوا بالالقاب»
در حديثى آمده كه روزى «صفيه» دختر «حىّ ابن اخطب» (همان زن يهودى كه بعد از ماجراى فتح خيبر مسلمان شد و به همسرى پيغمبر اسلام (صلى الله عليه وآله) درآمد)
روزى خدمت پيامبر (صلى الله عليه وآله) آمد، در حالى كه اشك مىريخت، پيامبر (صلى الله عليه وآله) از ماجرا پرسيدند، گفت: عايشه مرا سرزنش مىكند و مىگويد: «اى يهودىزاده!» پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «چرا نگفتى پدرم هارون است و
[١]. تفسير نمونه، جلد ٢٢، صفحه ١٧٧.
[٢]. همان مدرك ..