اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٥ - ٩١- به خاطر دوستى مرتكب گناه نمىشود
نمىشكند.
به خاطر دوستى، خلاف مكن، حق را ناحق مكن، ستم به ديگرى منما.
حُبّ و بغض دو نيرو در روان آدمى است، كه يكى جذب و ديگرى دفع مىكند، در صورتى اين دو نيرو خوب عمل مىكنند كه برآيند حاصل از اينها تحقق منوّيات الهى باشد، حبّ و بغض نبايد انگيزهاى براى تجاوز و شكستن حدود باشد، بلكه بايد وسيلهاى براى سرعت دادن به حركت معنوى باشد.
به خاطر بغض ديگرى ظلم به او مكن، كه مولى فرمودند:
«البَغْىُ سائَقٌ الى الحين»:
«ظلم و تجاوز انسان را به هلاكت مىبرد». [١]
|
بغى شوم است گِرد بَغْى مگرد |
بغى بيخ حيات را بكند |
|
|
مرد را از از صَفِ بقا ببرد |
ناگه اندر كف فنا فكند [٢] |
فكر مكن اگر به او ظلم كردى هنرى كردهاى و پيروزى و افتخارى نصيب خود كردهاى، كه مولى على (عليه السلام) فرمودند: «لا ظَفَر مع البغى»: «با ظلم، پيروزى حاصل نمىشود». [٣]
|
هر كه از راه بغى چيزى جست |
ظفر از راه او عنان بر تافت |
|
|
ور ظفر يافت منفعت نگرفت |
پس چنان است آن ظفر كه نيافت [٤] |
مرحوم الهى، در ذيل فراز «لا يحيف على من يبغض» چنين گويد:
|
ز بد خواهى گرش خاطر غمين است |
نه هرگز بر جفايش در كمين است |
|
|
به دشمن هم نخواهد جور و بيداد |
كه جانش راست زيب دانش و داد |
|
|
درى غير از نكوكارى نشايد |
به روى دوست يا دشمن گشايد |
[١]. «مطلوب كل طالب» از وطواط، صفحه ١١٨.
[٢]. «مطلوب كل طالب» از وطواط، صفحه ١١٨.
[٣]. همان مدرك، صفحه ٧٤.
[٤]. همان مدرك، صفحه ٧٤ ..