اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٨ - ٦٩- كم خورى و اعتدال در غذا
ناتوانى بدن را به همراه دارد و «صُوموا تَصِحّوا»: «روزه بگيريد تا سالم باشيد»، سرّش همين است چون كمخورى موجب سلامتى است.
يكى از اطباء گفته بود تجربه بيست سال پزشكى من در مورد سلامتى انسان دو چيز است: فعاليت جسمانى و امساك در غذا.
سعدى در گلستان گويد: يكى از ملوك عجم طبيبى حاذق به خدمت مصطفى (صلى الله عليه وآله) فرستاد، سالى در ديار عرب بود و كسى تجربه پيش او نياورد و معالجه از وى نخواست پيش پيغمبر (صلى الله عليه و آله) آمد و گله كرد كه بنده را براى معالجه اصحاب فرستادهاند و در اين مدت كسى به من التفات نكرد تا خدمتى كه بر بنده معين است به جا آورم. حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) فرمود: اين طائفه را طريقتى است كه تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقى بوده كه دست از طعام بدارند. حكيم گفت: اين است موجب تندرستى، زمين ببوسيد و رفت. [١]
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)
«المِعْدَةُ رأس كلِّ داء و الحِميَةُ رَأسُ كُلُّ دَواء»:
«معده اساس هر بيمارى و پرهيز ريشه و سرآمد همه دواها است» اين از نظر پزشكى، امّا از نظر اخلاقى نيز معلمين و اساتيد اخلاق و رهروان راه حقيقت مرتباً و بدون استثناء سفارش و توصيه مىكنند، كه كم خوريد، تا نورانيت قلب و صفاى باطن پيدا كنيد، نه اين كه به قدرى نخوريد كه به ضعف كشيده شويد و به بيمارى مبتلا گرديد و به تعبير عاميانه آن قدر عقب رويم كه از آن طرف بيفتيم، بلكه مراد آنها پرهيز از پرخورى است همينطور كه پرخورى مانع تحرك و كار عبادت است، كمخورى كه مايه ضعف شود، نيز مانع تحرك و عبادت، مىباشد، از اين رو مولى از جمله صفات متقيان كمخوراكى را مىشمارند، نه بىخوراكى را، زيرا قوام جسم و بدن و روح انسان خوراك و غذا است.
حالت تعادل در هر كارى و به خصوص در غذا خوردن پسنديده است، نه بى
[١]. خواندنيهاى دلنشين، جلد ١، صفحه ١٠٠ ..