اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٣ - قصر امل (كوتاهى آرزو)
|
در قطع نخل سركش باغ حيات ما |
چون اره دو سر نَفَس اندركشاكش است [١] |
با توجه به كوتاهى دنيا و كوتاه كردن آرزوها و اعتقاد به اين كه با هر نفسى از زندان دنيا و محبوس بودن در آن آزاد شده و به طرف پروردگار مىرويم مىتوان از تأسف و وحشت درونى نسبت به سرعت دنيا و تمام شدن عمر كاست.
|
اين نفس جانهاى ما را همچنان |
اندك اندك دزدد از حبس جهان |
|
|
تا اليه يصْعَد أطيابُ الكَلِم |
صاعداً منّا الى حيثُ عُلِم [٢] |
|
|
تَرتَقى انفاسُنا بالارتقاء |
مُتْحَفا مِنّا الى دار البقاء [٣] |
|
|
پارسى گويم، يعنى اين كشش |
زانطرف آيد كه دارد او چشش [٤] |
اگر انسان چشم بصريت باز كند و سرعت گذشتن عمر و نزديك شدن مرگ را درك كند از آرزو بيراز مىشود. مولى فرمودند:
«لَو رَأىَ العَبدُ أَجَلَه و سُرعَتَه الَيه ابْغَضَ الاملَ ...»:
«اگر بنده مرگ و سرعت آن را به سوى خود ببيند، از آرزو ناراحت و بيزار مىشود». [٥]
اگر مرگها ظاهر شوند، آرزوها همچون يخ در مقابل خورشيد ذوب مىشوند. مولى مىفرمايند:
«لو ظَهَرَت الآجال إفْتَضَحَت الامال»:
«اگر اجلها ظاهر مىشدند، زشتى و عيب و بىثمر بودن آرزوها آشكار مىگرديد». [٦]
پس گول آرزوهاى بلند را مخور كه چشمهاى قلب تو را كور مىكند «ألا مانِىُ
[١]. همان مدرك، صفحه ٢٧٩.
[٢]. تا نزد خداوند برود كلمات يا اعمال پاكيزه تا آنجا كه خدا مىداند.
[٣]. نفسهاى ما بعنوان تحفهاى بسوى ابديت ارتقاء پيدا مىكند.
[٤]. همان مدرك، صفحه ٢٧٩.
[٥]. بحار الانوار، جلد ٧٣، صفحه ٩٥، ١٦٤، ١٦٦.
[٦]. بحار الانوار، جلد ٧٨، صفحه ٣٣٣ ..