اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٢ - مراقبت
عشق و حبّ فطرى ظهور نموده، ضمير انسان را به آن مبدأ جمال و كمال رهبرى مىكند، اين مراقبت در اصطلاح عرفاء تعبير به «مى» شده است.
|
به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات |
بخواست جام «مى» و گفت راز پوشيدن |
|
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس ازين |
«مى» خورم با تو و ديگر غم دنيا نخورم |
چون سالك در امر «مراقبه» مواظبت نمود، حق تعالى از باب مهر و عطوفت انوارى را بر او به عنوان طلايع ظاهر مىگرداند، در ابتداى امر اين انوار مانند برق ظاهر گشته، ناگهان پنهان مىشوند، اين انوار كمكم قوّت يافته، مانند ستاره ريز درخشان مىگردند، و سپس نيز قوّت يافته به صورت ماه و بعداً به صورت خورشيد پديد مىآيند، و گاهى مانند چراغى كه افروخته باشند يا قنديلى نمايان مىشوند، اين انوار را در اصطلاح عرفاء «نوم عرفانى» (يعنى خواب عرفانى) نامند. [١]
مرحوم فيض كاشانى مطالبى در باب مراقبت دارد كه بطور خلاصه نقل مىكنيم: .... معرفت و علم به اين كه خداوند مطلع بر ضمائر عالم و پنهانيهاى آن است، و مراقب اعمال بندگان است و پنهانيهاى قلب در مقابل او ظاهر است، چنانكه ظاهر بدن انسان براى مخلوقات مكشوف است، وقتى اين علم به حدّ يقين رسيد، و شكى در آن يافت نشد، مراقبت كه حالتى براى قلب است، حاصل مىشود كه نتيجه آن در اعضاء و جوارح با انجام اعمال صالح آشكار مىشود.
سپس مىافزايد اگر انسان به اين حد رسيد، موقن و به درجه يقين رسيده، و
[١]. رساله «لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب» نوشته آية الله سيد محمدحسين حسينى طهرانى، تقريرات اولين دوره از درسهاى اخلاقى، عرفانى استاد علامه طباطبائى است كه در سال ٦٩- ١٣٦٨ هجرى قمرى در قم ايراد نمودهاند، صفحه ٣٤- ٣١ ..