اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٢ - ٥٤- پرهيز از طمع
در روايتى از پيامبر (صلى الله عليه و آله) آمده:
«ايّاكَ وَ اسْتِشْعارَ الطَّمَع فَانَّهُ يَشُوب القَلْبَ شِدةُ الحِرْصَ وَ يَخْتِمُ على القُلُوب بِطابع حُبِّ الدُّنيا وَ هُوَ مِفْتاحُ كُلِ سَيِّئة و رأسُ كُلّ خَطيئَة و سَبَبُ احْباطِ كلِّ حَسَنَة»:
«بپرهيز از اين كه طمع را مثل موى بدن جزء وجودت كنى، (استشعار از شعر به معنى مو
است) زيرا شدت حرص قلب را آشفته مىسازد و بر قلبها مهر دوستى دنيا مىزند، و آن (محبت) كليد هر پليدى و منشأ هر گناهى و سبب نابودى هر حسنه و ثوابى است».
مولى على (عليه السلام) فرمودند:
«ثَمَرةُ الطَّمع ذُلّ الدّنيا و شِقاء الآخرة»:
«ثمره و ميوه طمع ذلت دنيا و شقاوت در آخرت است». [١]
در جاى ديگر فرمود:
«لا شِيمَةَ أذَل مِنَ الطمع»؛
«هيچ خوى و عادتى پستتر از طمع نيست». [٢] مولى در نهج البلاغه در رديف اوصاف حضرت عيسى (عليه السلام) چنين مىفرمايند:
«لَم تَكُن لَهُ زَوجَةٌ تَفْتِنُهُ و لا وَلَدٌ يَحْزُنُهُ و لا مالٌ يَلْفِتُهُ و لا طمعٌ يُذِلُّه»؛
«براى او همسرى نبود تا گمراهش كند، و نه فرزندى كه محزونش نمايد و نه مالى كه نظر او را به خود جلب كند و نه طمعى كه او را ذليل گرداند». [٣]
مولى درباره منافقين نيز بعد از اين كه مىفرمايد در برابر هر حقى باطلى در برابر هر دليلى قطعى، شبههاى، و براى هر زندهاى كشندهاى و براى هر در بىكليدى، و براى هر شبى چراغى مهيا كردهاند، مىفرمايد:
«يَتَوَصَّلون الَى الطَّمع باليأس لَيُقيمُوا به اسْواقَهم و يُنْفِقُوا به اعْلاقَهُم»:
«منافقين بخاطر مأيوس بودن، به طمع و حرص پناه مىبرند، تا بازارهاى خود را برپا داشته (و گرم كنند) و با طمع خدعه و نيرنگهاى زينت داده شده خود را ترويج و عرضه مىكنند». [٤]
[١]. غرر الحكم.
[٢]. غرر الحكم.
[٣]. نهجالبلاغه، خطبه ١٦٠، صبحى صالح.
[٤]. خطبه ١٩٤ نهجالبلاغه صبحى صالح ينفقوا بمعنى ترويج دادن در مقابل كساد است و اعلاق جمع علق به معنى شى نفيس است كه در اينجا مراد نيرنگهائى است كه تزئين مىكنند و جلوه مىدهند. (شرح لغات از نهجالبلاغه صبحى صالح) ..