اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - ٥٠- آراستگى در عين تهيدستى
(اين چنين است) يك عالم شيعه و با وَرَع كه در سراسر عمر درآمد خود را به مستحقين مىداد و خود به نان و سركه و يا نان و نمك مىساخت .... [١]
آرى با اين فقر، چنان عظمت و جمالى دارد كه بايد شاهان عالم بر خاك درگهش زانوى ادب سايند و به دستبوسى او افتخار كنند!
٤- حاج شيخ محمدتقى بافقى اين مرد بزرگ در مدت عمرش- هفتاد و دو سال- جز لباس كرباس و قدك اصفهان و يزد لباس ديگرى نپوشيد، حتى عمامهاش هم كرباس بود هرگز ظروف چينى و بلور خارج استعمال نكرد و در منزلش ظرفى جز از جنس مس و سفالين پيدا نمىشد، و از آن دسته از مواد غذائى كه از خارج وارد مىشد استفاده نكرد. [٢]
اينها نمونه از احوالات زاهدان داراى عفتنفس بود كه حاضر نشدند دست نياز پيش كسى دراز كنند، و حالات ديگرانى چون شيخ انصارى، حاج شيخ عباس قمى، وحيد بهبهانى، محقق اعرجى، ملاصدرا بلاغى، شاهدى ديگر بر وجود پرهيزگارانى بزرگ است.
سخن سراى شيرين زبان، الهى قمشهاى، در ذيل اين فراز (و تجملا فى فاقة) گويد:
|
بگاه احتياج آن سر فرازان |
به خود گيرند ناز بى نيازان |
|
|
به روز فقر تن را در تجمل |
نگه دارند و جان را از تذلّل |
|
|
كه بر حاجاتشان آگه نگردند |
نداند كس كه آنان مستمندند |
|
|
كه عاشق گر بسوزد يا بسازد |
نخواهد غير معشوقش نوازد |
[١]. ملاصدرا ...، صفحه ٢٤٤، ٢٤٣.
[٢]. «مجاهد شهيد حاج شيخ محمدتقى بافقى»، صفحه ١٥٤. (اين احوالات كه ذكر شد و بسيارى ديگر از زهد و خويشتندارى آنها را مىتوانيد در كتاب سيماى فرزانگان، جلد ٣، بخش شانزدهم (سادهزيستى)، صفحه ٤٣٨ به بعد مطالعه كنيد) ..