اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩ - ٥٠- آراستگى در عين تهيدستى
مرحوم همائى درباره استاد خود آخوند ملاعبدالكريم گزى مىگويد:
«وى به راستى شيخ بهائى عصر خود بود، و مرجعيت تامه قضا و فتوا داشت، و در عين اين كه سى چهل سال تمام امور قضائى اصفهان و توابعش در دست او بود، شبى كه درگذشت، خانواده او نفت چراغ و نان شب نداشتند، و مرحوم فشاركى از محل وجوهات حواله داد، تا براى خانواده او شام شب و لوازم معيشت تهيه كردند، و من خود يكى از حاضران آن واقعه و مباشر آن خدمت بودهام». [١]
٣- صنيع الدوله وضع خانه و بيرونى و اندرونى و سادگى زندگى فيلسوف عالىقدر مرحوم ملاهادى سبزوارى را با شرح و تفصيل آورده، و مىگويد: «بيرونى آن مرحوم فضائى دارد به مساحت ٦* ٦ ذرع و اتاقى است در طرف مشرق آن، كه از خشت و گل بنا شده، و سقف آن از تير و هيزم ناتراشيده است و ديوارها حتى از اندود كاهگل هم عارى است و هنگامى كه ناصرالدين شاه به خراسان مىرفت در تاريخ اول ماه صفر ١٢٨٤ ه-. ق در همان اتاق به زيارت «حاج ملاهادى» نائل شد و ايشان هم همان جا از او پذيرايى كرد». (وصف اين ديدار در سفرنامه خراسان آمده است). صنيع الدوله چنين ادامه مىدهد: «... چند درخت توت كهن در باغچه حياط آن هست و تمام حجرات از خشت و گل است منتها كاهگل دارد.
و نهار ايشان غالباً يك پول نان بود كه بيشتر از يك سير از آن نمىخوردند، و يك كاسه دوغ آسمان گون. و در اواخر
عمر به واسطه كبرسن و نداشتن دندان، شامشان يك بشقاب چلو با خورش بىگوشت و روغن بود و به آبگوشت و اسفناج قناعت مىكردند.
ايشان كتابخانه مفصل نداشتند، كتابخانه ايشان عبارت بود از چند جلد معدود و اندك (با اين كه محققى بزرگ بود). [٢]
[١]. همائىنامه، صفحه ١٩.
[٢]. اسرار الحكم، صفحه ١٧، ١٧، ٢٠ مقدمه و نيز بنگريد به «تاريخ حكماء و عرفا متأخر بر صدر المتالهين»، صفحه ١١١ ..