اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩ - ٤٩- خشوع در عبادت
به نظر مىرسد كه همه اينها نتيجه حضور قلب است. جا دارد كه در ذيل بحث خشوع به حضور قلب كه مايه خشوع است اشارهاى كنيم:
آيا تا به حال فكر كردهايد چه كنيم تا حضور قلب پيدا كنيم؟ چرا وقتى مىگويد اللهاكبر و نماز را شروع مىكند افكار به او هجوم مىآورد بازار، منزل، زن، بچه، اداره، همه و همه به سوى او مىآيند، گويا فقط او را در نماز مىيابند، و وقتى السلام عليكم را گفت و نماز را تمام كرد از انبوه افكار نجات پيدا مىكند.
طنزى گفته شده كه بايد گفت نشانگر واقعيتهائى است، گويند كسى بود، كه در ركعت اول مقدار فروش را مىرسيد، و در ركعت دوم هزينهها را حساب مىكرد، و در ركعت سوم جمع و تفريق، و در ركعت چهارم سود كامل و تمام و كمال را محاسبه مىنمود، و مىگفت السلام عليكم و رحمة الله و بركاته، بعد مىگفت خانم يك چائى با چرتكه من بياور حساب مىكرد، بعد مىگفت اللهاكبر، سبحان الله، خانم مىگفت چه شده مىگفت حساب حالا با حساب در نماز يكى درآمد چقدر دقيق!
اى بيچاره نمازى كه كار ماشين حساب كند چه فائده دارد، كجا انسانساز است؟!
استاد مىفرمايند: كلمات علماى اخلاق را جمع كردم، و تجربههائى نيز دارم، مىتوان هفت اصل در مورد حضور قلب و چگونگى تحصيل آن گفت:
١- بايد نماز و عشق به الله از همه چيز براى ما مجذوبتر باشد، زيرا حضور قلب انسان تابع دلبستگيهاى قلب است، به هر چه علاقه و تمايل داشت قلب و روح به آن مجذوب مىشود، اگر مال و ثروت و جاه و مقام و زن و شهوت و فرزند و عيال محبوب انسان شد قلب او نيز به طرف آنها منعطف مىشود پس سعى كنيم كه با توجه به نماز و ارزش آن و ثوابهاى مترتب بر آن و اين كه اگر نماز قبول شود، بقيه عبادات قبول مىشود، جذب او شده و او مجذوب ما گردد.